روزى اصابت كرده بوده مىكندند .
زيرا مطابق نجوم ، احكامى كه دربارهء شرف شمس تعريف كردهاند شرف شمس در يكى از ساعات روز نوزدهم فروردين مىباشد و در اين روز است كه خورشيد در شرف قرار مىگيرد با دليل توضيحى آن از قول منجمين مشهور در اين اشعار كه ذكر مىشود :
شرف آفتاب دان به حمل * ثورمه را شرفشناس محلّ
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
شرف شمس نوزده درج است * ياد گير اينكه مايهء فرج است
كه نوزدهم برج حمل ، يعنى نوزدهم فروردين و شرف شمس هم عبارت از چند حرف و اشكال نامأنوس بود كه از اين ابيات مبنا مىگرفت :
ها و سه الف كشيده مدّى بر سر * ميمى كج و كور و نردبانى در بر
چارش الف و هائى و واوى معكوس * مىدان به يقين نام خداى اكبر
كه اصل عربى اين اشعار را هم به علىّ ابن ابى طالب نسبت مىدادند و معتقد بودند ، چنانچه در ساعت و دقيقهء معين كنده شود ، دارنده را به متعالىترين مقامات مىرساند كه شكل آن هم به اين صورت معلوم شده بود :
بختگشائى
بعد از اينها اعمال ديگر بختگشائى در اين شب بود كه دل گوسفند سياهى را زير منبر مسجد دفن بكنند ، و ديگر قفل بستهئى را بيرون در مسجد به اولين مردى كه بعد از نماز ، از مسجد خارج شود ، بدهند تا باز بكند ، و بخت بسته هنگام باز نمودن ، او نيت بكند . ديگر عمل مباشرت و مقاربت در اين شب بود كه نبايد تعطيل بشود ! و از واجبات مىدانستند كه به خوشنودى به درك و اصل شدن دشمن على ، يعنى ( ابن ملجم ) حتما انجام بشود . « اگرچه راه كربلا بسته