تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
نرم و قابل فرو بردن نمايد و در آخر ، نان و آب جوش و نان خشكه و آب .

آب است و ترياك

بعد از خوردن سحرى و شنيدن جملهء ( آب است و ترياك ) ، همراه وضوى نماز صبح دست و دهان را شسته ، آب در دهان گردانده ، غرغره ميكردند و دندان‌ها را با چوب يا خلال از چوب جارو قزوينى « 59 » خلال نموده ، تا چيزى در زواياى دندان‌ها و دهان نمانده باشد ، دو مرتبه آب در دهان گردانده ، نماز صبح را به جا ميآوردند و نيت شب به شب روزه را كه غير از نيّت يكماههء رمضان بود ، در دل گذرانده به بستر مىرفتند . آب است و ترياك ، جمله‌ئى بود كه مؤذّنين ، بعد از اذان سحر بر زبان مىآوردند و اين توجهى بود كه به خواب‌مانده‌ها يا آنها كه تا آن زمان به خوردن سحرى دست نيافته بودند مىدادند ، به اين معنى كه هنوز براى چند دقيقه كه تشنه‌ئى آبى نوشيده ، يا معتادى ترياكى صرف بكند وقت باقى مىباشد و به هر صورت مىتوانند ، خود را به سحرى برسانند و اين از آن جهت بود كه بدون خوردن سحرى ، روزه گرفتن كراهتى عظيم داشت كه روايت آمده بود و دستورى كه بايد روزه‌گير حتما با خوردن غذا اختيار روزه نمايد ، اگرچه با دانه‌اى خرما يا مويز يا مغز بادامى باشد و تماشائى همين هنگام بود كه خانواده‌ئى در اين تنگناى وقت دست به سحرى يافته باشد !
هامش
خشك آن را چند روز در آب خيسانده ، چندين بار آب آن را عوض كرده تلخيش را گرفته ، پوست روى آن را نيز گرفته ، پخته ، در شكر قوام مىآوردند كه نوع تقلبى آن را با پوست هندوانه درست مىكردند ) . ( 59 ) . جاروئى از شاخه يا ساقه‌هاى باريك گرد بلند به كلفتى سوزن لحاف‌دوزى ، مورد استعمال كليهء خانواده‌هاى آن زمان .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 328 | جعفر شهرى باف