كته « 51 » . نان و سيبزمينى پخته ، نان و پنير ، نان و لبو ، نان و ارده شيره « 52 » ، نان و حلوا ارده « 53 » ، نان و انجير ، نان و خرما ، نان و انگور ، نان و پنير و هندوانه ، نان و چاى شيرين ! يتيمچهء بادمجان « 54 » ، قليه كدو « 55 » ، آب جوجه ( سيرابى ) « 56 » ، نان و روغن « 57 » ، نان و خربزه ، نان و شيره يا نان و ماست و شيره . نان و مربا از هر نوع كه در دسترسشان بود ، يا فراهم كنند . مانند مرباى به ، مرباى سيب ، مرباى انجير ، مرباى بالنگ « 58 » . نان و سركه شيره ، نان و سكنجبين و از آنچه نان را تر و
هامش
ميدادند ( مثل تخمه ) و سپس دست كشيده پوست آن را جدا ميكردند و سپس داخل برنج ميكردند . دمىهاى باقلا و عدس و لوبيا و همچنين باقلاپلو را بدون پيازداغ و براى جلوگيرى از سردى و رطوبت برنج آن دارچين سائيده ميپاشيدند و با شكر كوبيده ، يا خرما ، يا كشمش كه در لايش گذارده دم ميكردند ميخوردند .
( 51 ) . برنج سفيد ساده را با كمى روغن خام كه در آب آن مىانداختند مانند دمپخت مىپختند .
( 52 ) . كنجد كوبيدهاى مانند چوبك با طعم كمى شيرين و كمى تلخ كه يك سر آن را داخل دو سير شيره شت ( رقيق ) كرده با نان مىخوردند .
( 53 ) . ارده را در شيره پخته ، بقالىها به اسم حلوا ارده مىفروختند كه نوع شكرى آن را هم قنادىها و آجيلفروشها مىفروشند .
( 54 ) . بادمجان را پوست كنده ، خرد مىكردند و در آب روغن و پيازداغ با نمك و زردچوبه و فلفل مىپختند .
( 55 ) . مانند يتيمچه .
( 56 ) . امعاء گوسفند مانند شكمبه ، شيردان ، ريه ( سفيدى ) را شسته بدون نمك و هيچگونه ادويه مىپختند و اين غذا كه مخصوص فقرا بود و بنام آب جوجه معروف شده بود ، در مواقع عادى عصرها و در ماه رمضان براى افطار به بازار مىآمد و تهماندهء آن را كه از فروش عصر و افطار باقى مانده بود سيرابىفروشها با ديگ آن به سر گرفته دور كوچهها راه افتاده ، ( سيراب شيردون - آب جوجه ) صدا ميزدند .
( 57 ) . روغن را روى نان ماليده ميخوردند .
( 58 ) . مربائى از پوست قسمى مركبات به اسم ترنج ، يا توسرخ كه قنادها مىپختند ( پوست -