تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
باشند . اين غوغا و هياهو در سحرها به جائى ميرسيد كه شهر يكپارچه بانگ و فرياد ميگرديد ، تا آنجا كه نقلى است : ديپلماتى اروپائى هنگام سحر ماه رمضان وارد شهر مىشود ، وقتى آن غوغا و ولوله مىشنود به گمان آنكه مردم ورود او را به اعتراض برخاسته يا انقلاب شده است بازگشته ، فرار مىكند ! مناجات را با ريزه‌خوانى و صداى بم و كوتاه شروع كرده ، با خطبه‌ها و مطالبى در نعت رسول اكرم و اولاد منتجب او به تحرير و تركيب درآورده به دوبيتىهاى معروف مناجاتنامه تمام ميكردند كه از آن جمله بود ، مضامين سرلوحه‌هاى كتابهاى گلستان و بوستان . مانند : شكر و سپاس و نعمت و منّت خدايرا پروردگار خلق و خداوند كبريا و اول دفتر بنام ايزد دانا ، صانع و پروردگار حى توانا ، و بلغ العلا بكمالهى ، كشف الدّجا بجمالهى ، حسن جميع خصالهى ، صلّو عليه و آلهى و شعر : ( ملكا ذكر تو گويم كه تو پاكى و خدائى - نروم جز به همان ره كه توام راهنمائى ) و مناجات خمسه و مناجات‌نامهء خواجه عبد اللّه انصارى و رباعيات شيخ ابو سعيد ابو الخير و عرفاى ديگر مانند :
اى آنكه بِمُلك خويش پاينده توئى * در ظلمتِ شب ، صبح نماينده توئى درهاى اميد بر رخم بسته شده * بگشاى خدايا كه گشاينده توئى
* * يا :
اى خالق ذو الجلال ، اى بار خدا * تا چند روم دربدر و جاى بجا يا خانهء اميد مرا در بربند * يا قفل مهمّات مرا در بگشا
* *
در هر سحرى با تو همى گويم راز * در حضرت تو همى كنم راز و نياز