ريزهخوانى و مناجات
تقريبا از سه ساعت به اذان مانده يعنى با اولين ريزهخوانيها « 1 » ى مناجاتيان ، زنها بيدار شده يكديگر را براى پخت و پز سحرى و آماده ساختن سفرهء سحر برمىانگيختند و بيدار كردن مردها هم بسته به آن بود كه سوادى داشته بخواهند با زنها بيدار شده به خواندن دعاهاى سحر و نماز و ذكر و دعا بپردازند و يا زنها فقط آنها را براى خوردن سحرى بيدار نمايند و از همان اولين بانگ و نواى مناجاتيان هم بود كه كمكم شور و ولولهاى در شهر پيچيده هر لحظه بانگ و هياهو رو به شدت مىنهاد ، تا آنجا كه از هر بام و مناره صدا در صدا مىپيوست و غلغله و غوغائى بود كه شهر را فرا مىگرفت .
مناجات براى هر عده باز صورتى مخصوص به خود داشت كه عرفا و متدينين سر به جيب خود برده آن را با دعاهائى از قبيل ( صحيفهء سجاديّه ) و مناجاتهاى ائمه اطهار و ديگران ، بىسر و صدا در اطاقهاى دربسته و نمازخانههاى خود مشغول مىشدند و عدهاى كه خدا را در آسمان هفتم و هشتم و قاب قوسين او ادنى ! و بالاتر ميدانستند ، اين عمل را در منارهها و بامها و بلندىها با مهيبترين صداها و رساترين آوازها انجام ميدادند .
هامش
( 1 ) . اشعارى را كه آهسته و با صداى بم شروع كرده كمكم اوج ميدادند .