در مناجاتها ، دعاها و استغاثهها براى هركس مطابق حاجت و حوائج او ، از درد دردمندان و حاجت حاجتمندان و شفاى بيماران و قرض قرضمندان و خلاص زندانيان و سلامت مسافران بود كه بر زبانها آمده شنيده مىشد ، تا حوائج مادّى و عادى و مشروع و نامشروع كه پنهان و آشكار مسئلت مىگرديد ، « 2 » همچنين بهترين وسيله تا روضهخوانها و مداحها و نوحهخوانهاى مبتدى كه هنوز حنجرهشان باز و شرمشان كم نشده بود با مناجات كردن به تمرين آواز و باز كردن صدا و رفع خجالت بپردازند !
اين مناجاتها گذشته از تزكيهء نفس و روح و تسكين آلام اثرات مفيد ديگرى نيز همراه داشت ، به اين صورت كه چه بسيار عشاق سوختهدل كه مورد خشم و بىمهرى معشوقههاى نر و مادهء خود واقع شده بودند و با همان آهنگهاى جانسوز و اشعار مناسب حال ، كه به گوش آنها مىرسانيدند ، دلشان به رحم آورده ، در ميان همان ابيات محلهاى ملاقات روز بعد را نيز معين كرده نائل به مراد مىشدند !
اگرچه غالب اين مناجاتها بدون خودنمائى و جلب اعتبار و تقديس و تظاهر و ريب و ريا انجام نميگرفت امّا مردمى هم بودند كه واقعا اين كار را براى رضاى خدا و نيّت خالص و بيدار كردن خفتگان انجام ميدادند ، تا آنجا كه كسانى هم كه صدا و سوادى نداشتند تا مناجات كنند ، شمع و چراغ و فانوس جلو نوشتهها و كتاب مناجات مناجاتكنها ميگرفتند و يا در مواقع برف و باران سينى مجمعه « 3 » بر سر آنها نگاه مىداشتند كه در رديف مناجاتكنها درآمده
هامش
( 2 ) . نقل بود كه در ماه رمضانى جوان عزبى نزد ملائى رفته از او تقاضاى مناجاتى براى رفع آن مشكل مىكند . وى به او اين بيت را ميآموزد ( الاهى اعطنا فى كل ليلا - فروجى ضيّقا لا شعر فيها ) ؟ و جوان به آن مداومت مينمايد و هنوز چند شب از مناجات جوان نميگذرد كه عربىدانها متوجه موضوع شده نزد پدرش رفته از او رفع مشكل ميكنند !
( 3 ) . سينى بزرگ كه در اين مورد به جاى چتر كه بعدها متداول شد به كار ميبردند .