نوشته و ننوشته . « 43 » فروشندگان زمين گور و مقبره و رواج كامل وصيت و وصيتنامه و تعيين وصىّ و قيّم و ناظر « 44 » و اقدام به امور خيريّه و تهيّهء موقوفات « 45 » و تصفيهء محاسبات با اين و آن و حلال كردن دارائى و اموال شبههناك « 46 » و همچنين كساد كار حكيم و دوافروش و زالوئى و حجامتچى و زفتانداز و دلاك و رگزن « 47 » و دندانساز و لوطى عنترى و امرد و قحبه و پاانداز « 48 » و سلمانى و مشاطه « 49 » .
اكنون لازم مىكند تا براى ورود به ماه رمضان به چند روز قبل از رسيدن آن ، از جمله كلوخاندازان « 50 » نظر بكنيم .
هامش
( 43 ) . آيات رحمت قرآن و سورههاى حمد و قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس و قل يا ايها الكافرون و قل هو اللّه و آيات حفظ مانند : آيت الكرسى . فا اللّه خير حافظا و هو ارحم الراحمين . سورهء ياسين . سورهء الرحمن و مانند آن را با دست يا به صورت چاپ بر كرباس يا چلوار يا متقال و امثال آن نوشته يا نقشزده مىفروختند ، اگرچه اين شغل را شرع اسلام نهى كرده است !
( 44 ) . كسى كه براى رسيدگى به امور شرعى و صحت انجام وصيت معلوم شود .
( 45 ) . اموال يا اشياء يا اماكنى را مانند وسايل عزادارى امثال علم و كتل و بيرق يا رحل و جزوات قرآن . يا دكان و خانه و مثل آنكه خريده ، خود يا عوايدشان را اختصاص به امام يا امامزاده يا مسجد و مردم مىدهند .
( 46 ) . به نزد عالم يا ملاى مورد وثوق رفته با پرداخت يا تعهد وجوهى پولها و اموالى را كه از راه حرام يا امور مشكوك به دست آوردهاند ، حلال مىكنند !
( 47 ) . زالوفروشى شغلى بود پردرآمد كه وسيلهء آن جانور معالجهء بعضى از امراض مىكردند و حجامت آن بود كه ميان دو كتف را با شاخى بادكش كرده ، سپس به جاى آن تيغ زده از آن خون مىگرفتند و زفت هم چيزى شبيه قير بود كه در معالجهى كچلى به كار ميبردند و جراح و رگزن و دلاك هم معمولا سلمانىها بودند كه كشيدن دندان و قبول بسيارى معالجات ديگر ميكردند .
( 48 ) . قواد ، جاكش ، دلال محبت .
( 49 ) . آرايشگر زنان .
( 50 ) . آخرين خوشگذرانى براى ورود به عبادت يا سوگوارى .