تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
كود پيش‌فروش شده بود و در ماه قبل از رمضان صورت گرفته بود ، تنظيف گرديده ، چوبهائى كه براى جلوگيرى از سقوط حاجتمندان « 29 » در درازاى آن قرار داده بودند و در طول سال پوسيده از ميان رفته بود تجديد و تعويض و حياط بيت الخلاها « 30 » كه گاهى در تمام سال نظافت نشده ، مدفوع و نجاسات تر و خشك مردم زمين و فضا و ديوارهايشان را پوشانيده بود جارو ( فرّاشى ) « 31 » كشيده مىشد و آب حوض‌هاى آنها كه به رنگ لاجوردى درآمده « 32 » با بدترين بوها به صورت مردابى آكنده از حشرات گوناگون درآمده بود ، تجديد و آفتابه‌هايش كه غالبا از آنها جز تنه‌ى بىلوله و دسته باقى نمانده بود « 33 » ، به وسيلهء بانى خيرى تعمير و تعويض مىشد . خزينه‌هاى حمام‌ها ، له اين ماه بار عامشان بود و از جهت آنهائى كه حتّى
هامش
( 29 ) . چون نشيمن‌هاى مستراح‌هاى عمومى بدون لگن و مستقيما بر روى انبار آن قرار گرفته بود ، در طول دهانهء آن چوبى قرار ميدادند . ( 30 ) . مستراح‌ها را بيت الخلا مىگفتند و مستراح‌هاى عمومى داراى حياطى بود كه حوضى در وسط داشت و آفتابه‌ها را ، لولئين‌دار در اطراف آن مىچيد و به وسيلهء چوب بلندى كه بر سر آن چنگكى بود پر مينمود . حوضش را آلوده‌ترين و با كثيف‌ترين آبى كه كل حوائج مربوط به آب مردم محل ، از آن بر طرف ميگرديد . ( 31 ) . جاروئى بنام جارو چزّه از خارهاى بيابان كه قالىشوها و قالىفروش‌ها و فراش‌ها به كار مىبردند و آنهائى را كه چوب در ميانشان كرده ، دسته‌دار مورد استفاده قرار ميدادند ، جارو فراشى مىگفتند . ( 32 ) . وضع لولئين‌خانه‌ها در جاى خود شرح شده است . ( 33 ) . نظير آفتابه يا لولئين ملا نصر الدين كه به رفيقش ميگويد تا بخواهم كارم را بكنم آب آن تمام مىشود ، و رفيقش ميگويد اول طهارت گرفته سپس كارت را بكن ! و رنگ‌آميزى در و ديوار مستراح‌هايشان هم به اين خاطر كه چون همان يك شاهى ، يعنى يك بيستم قران را هم نداشتند ، يا نميخواستند بدهند خود را با انگشت پاك كرده آن را به ديوار ميماليدند ، يا به تيزهء جرزهاى آن‌كه دبر به آن بكشند استبرا ميكردند !