تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
در تمام سال به حمام نرفته بودند ، در اين ماه به حمّام مىآمدند ، آب تازه گرفته و آب كهنه‌شان كه دورهء سال ، آب روى آب شده هرگونه آلودگى و كثافات را از بول و غايط « 34 » گرفته تا چرك و خون و منى و خلط سينه و آب بينى و قروح و جراحات مراجعان را در خود گرفته بود جاى خود را به آب پاكيزه مىدادند . تحوّلات ديگر ماه رمضان آمدن زلوبيا و باميه و گوش‌فيل و پشمك بود كه فقط در همين ماه به بازار مىآمد ، چنان كه نقل‌قولى است از مظفر الدين شاه كه گفته بود ( ماه رمضان هم نمىآيد زلوبيا باميهء سيرى نوش جان كنيم ) همچنانكه گفته بود ( قربان زمستان كه آب شاه و گدا يكى مىباشد ) منظور خنك بودن آب فقير و غنى كه در اين فصل هيچكدام يخ نميخواهند . تعطيل كسب و تجارت ، مخصوصا در نصفهء اول روزهاى ماه رمضان و سكوت و مردگى و خاموشى و بهت‌زدگى مردم ، از شرايط ديگر اين ماه بود ، خاصّه تعطيل كامل پزندهاى « ناهار بازارى » « 35 » از قبيل : چلوئى ، ديزىپز « 36 » ، يخنىپز « 37 » ، شيربرنج‌پز « 38 » و قهوه‌چى ، مخصوصا « پياله‌فروش » « 39 » و عرق‌فروش و
هامش
( 34 ) . اكثر مراجعين به حمام از آنكه براى تطهير آمده بايد به خزينه بروند از سر مستراح حمام طهارت نگرفته برميخاستند و لا جرم كه آلودگى ( لب و دهان ! ) خود را هم براى خزينه ميبردند و بعضى كه چون در خزينه حالت اجابت معده در خود ميديدند ، بخاطر چندش نشدن از هواى سرد خارج خزينه و لنگ تر به كمر كه بايد با آن به مبال سردتر بروند آن را نيز در خزينه انجام ميدادند و اسهالى و حيضه‌اىها هم كه ( على المريض حرج ) بوده بدور از تكليف ميشدند ، و به قياس از اين احوال ميتوان به حمام زنان همراه پليدىهاى اضافى و بچه‌هايشان نگريست ؟ ! ( 35 ) . آنهائى كه فقط براى ناهار غذا تهيه ميكردند . ( 36 ) . كاسب مخصوصى كه آبگوشتى در ديزىهاى سفالين با قيمت‌هاى نازل تهيه مينمود . ( 37 ) . گوسفند درسته را در آب اندك با كمى پياز مىپختند ، اول كمى از آب آن را كه بيشتر به روغن شبيه بود تا به آب در ظرفى براى مشترى مىآوردند و سپس گوشت زيادى با مقدارى سيب‌زمينى آب‌پز پوست‌كنده كه جداگانه پخته بودند ، در بشقابى ديگر جلو مشترى مىگذاردند و چاشنى اين غذا ليمو عمانى كوبيده ، يا گرد غوره بود كه هركس مايل بود ، همراه ادويه و فلفل و نمك روى بشقابش مىپاشيدند . ( 38 ) . شيربرنج را نيز به اين شكل مىپختند كه قبلا برنج نيم‌دانه يا خرده برنج را كه دو سه روز در آب خيسانده بودند ، همراه آب و كمى نمك نيم‌پز مىكردند و بعدا شير و گلاب بر آن افزوده جا مىانداختند و با شكر آب كرده‌ى قوام‌آورده يا با شيره‌ى شت ( نوعى شيرهء رقيق انگور ) يا با شكر يا قند كوبيده ، با هل يا بدون هل و گلاب مىخوردند . ( 39 ) . دكان‌هاى عرق‌فروشى و ميخانه ، ميكده‌هاى « سرپائى » .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 302 | جعفر شهرى باف