كلوخاندازان
مؤمنين طبقهء اول و دوم تقريبا از زن و مرد كلوخاندازان را اينطور برگزار مىكردند كه مردها از روى حسابى كه مىخواستند به پيشواز « 51 » رمضان كه از سه روز تا يك روز قبل از آن بود بروند به اصلاح و حمام رفته ، سرها را تراشيده ، ريشها را توپى « 52 » و محرابى « 53 » و قبضهيى « 54 » و دورگيوهيى « 55 » آرايش داده ، حنائىها حنا بسته ، خضابىها خضاب مىگذاشتند و بقول خودشان ديگ و ديگور ، ملاقه ! را سفيد ميكردند « 56 » و زنها بند و برمه « 57 » ى مفصّل نموده ، طاس و دولچه را به سفيدگرى مىدادند ! و حمام سفت و سختى رفته ، بزكهاى تند و تيزى كرده ، قشنگترين لباسها را پوشيده ، لذيذترين غذاها را پخته ، همراه شيرينى ، آجيلى كه مردها از كوچه مىآوردند ، عيش را برقرار و از يك بار تا هرچند بارى كه توانائى مرد بود كلوخاندازان مىگرفتند !
بعد از آنها ، كلوخاندازان دستهء دوم بود كه رنگ و بوى بيشترى داشت و مردها سر و صورتهائى را كه از شب عيد غدير و شب عيد نوروز تا آن روز اصلاح نكرده بودند اصلاح كرده ، ماشين و تيغ مىانداختند و زنها دستى به خود برده ، بالا و پائين را تميز ميكردند و در اين كلوخاندازان بود كه وسمهجوشها بر سر سهپايههاى منقلها رفته ، تخمه آجيلها فراهم مىشد و از بعد از ظهر آنشب ، همهء كارهاى خود را كنار گذارده به آرايش و به نمونهء اشعار زير به زدن و خواندن
هامش
( 51 ) . روزههاى مستحبى قبل از ماه رمضان .
( 52 ) . گرد يكنواخت .
( 53 ) . حالت دادن به ريش با تراشيدن كمى از گونه و زير گلو .
( 54 ) . ريش بلند كه مشت بستهاى را كفايت نمايد .
( 55 ) . گونهها را از بالا و زير گلو را تا نزديك چانه تراشيدن و ريش را مانند نوار نگاهداشتن .
( 56 ) . واجبى كشيدن . زدودن موى عورت .
( 57 ) . برداشتن زير ابرو ، و شكل دادن به آنها .