مىپرداختند .
آبجى خانم يادت نره امشبو * شوورو بگو خوابت نره امشبو
بگو واست آب حيات آوردم * بزار تو لُپپِت كه نبات آوردم
ديزى بباره رجبى سف بزن * موقع كاره رجبى سف بزن
* * *
قصر قجر بهترت امشب ميدن * اونچه نياد باورت امشب ميدن
لنگو هوا كن در و دروازه كن * ايمونو با كار رجب تازه كن
ديزى بباره رجبى سف بزن * موقع كاره رجبى سف بزن
همچنين اين تصنيفها بود كه دو دسته شده با سؤال و جواب مىخواندند ؛ دستهء اول :
شب ، شب شنبهس مرتيكه * . . مث پنبهس مرتيكه
شب ، شب جمعهس مرتيكه * . . مث دنبهس مرتيكه
و دستهء دوم :
از مشدى رجب رفتم و اين مسئله خواسسّم * از زير قبا داد سر مسئله دسّم
گفتا چه كند فرق كه شنبهس يا كه جمعهس * هركس نكند همچى . . . مشغول ذمهس
تصنيف ديگرى هم از زبان مردها داشتند كه يكنفر گوشتكوبى به دست گرفته و همگى ميگفتند : ماس ماس كنگرماس . و او در حالى كه خود را مىجنبانيد و گوشتكوب را به يكى يكى حواله مىكرد جواب ميداد ( اين نيم ذر بزازاس )
ماس ماس كنگر ماس * اين ساطور قصاباس
ماس ماس كنگرماس * اين گوشتكوب خرّاطاس
ماس ماس كنگرماس * اين قپپون رزازاس