غسل جنابت ، يكى غسل حيض و سوم غسل استحاضهاش داده پس از هر غسل طرف همان سمتى كه آن را غسل داده بود مىايستاد و ميگفت ( عفوا عفوا ) و در آخر سطلى آب پاك و سطلى آب سدر و سطلى آب كافور « 11 » به رويش ريخته شروع به خشك كردن او نموده ، وضويش ميگرفت و اسباب حمامش ( پارچههاى كفن ) ش گشوده از آن مقدارى پنبه برداشته بر آن مشتى زريره « 12 » پاشيده كمى به زير ، يعنى به مقعدش و مشتى به زير يك بغل و مشتى به زير بغل ديگر و دو شاخه چوب انجير تازه ( تا عصايش بوده از پل صراط به معيت آنها
هامش
( 11 ) . درباره آب و سدر و كافور دو نظريه بود ، يكى آنكه آب مهريهء حضرت فاطمه عليها سلام است كه خود مانع سرايت آتش به بدن ميت مىشود و سدر و كافور دو ميوه و محصول بهشتى است كه داراى ثواب بوده مرده را بهشتى ميسازد ، و نظر دوم اينكه سطل آب آخر به روى ميت يا ميته و دو سطل آب سدر و كافور مفيد حال بازماندگان او بوده ، از آنجا كه آب سرد و طبع سدر سرد و كافور سرد است موجب سردى ايشان از متوفى مىشود و خاك بعد از اين هم كه سرد و سه سردى قبل را تكميل مىكند .
( 12 ) . سائيدهى برگى بنام زرير ، براى جلوگيرى از بو گرفتن و فساديافتگى .