و بعد از همه باغچهها و زيرزمينهاى خانهها كه گورستان خانوادگى اغلب خانوادهها ميگرديد .
وسيلهء حمل جنازه
شايد از ابتداى شريعت اسلام تا آن زمان بود كه اموات بوسيلهء تابوت و دوش مردم حمل ميشدند و آن را از بهترين نوع انتقال مردگان به گورستانها ميدانستند كه جمعيتى تابوت ايشان را مشايعت كرده ، با ذكر نام خالق و اسماء اللّه و آيات و تكبير و صلوات وى را رحمت و آمرزش فرستاده همراه تحيّت و غفران و طلب بخشش و فاتحه به خاك بسپارند ، چنانچه از تكاليف حتمى بينندهى هر جنازه بود كه در صورت امكان پايهاى از تابوت را بدوش گرفته با گفتن لا إله الّا اللّه بسيار او را همراهى نمايند و در صورت عدم امكان تا هفت قدم تشييع نموده طلب مغفرت و در ناتوانى از آنكه برايش فاتحه خير بكنند ، و براى حمل جنازهى علما و بزرگان دين كه جسد را با ( عمارى ) كه تابوت بزرگ روبستهاى بود و سقفش را پوشانيده ، شال و عمامهاش را بر بالايش قرار داده ( اللّه و لبيك ) بگويند حمل بدهند تا ظهور كالسكه كه اجساد رجال سياسى و اعيان و اشراف را مقدارى با دوش حمل داده سپس در كالسكه مخصوص كه اطاقكى پشت سر كالسكهچى بود نهاده عقبش لا إله الّا اللّهگويان راه ميافتادند .
تشريفات حمل اموات نيز به اين گونه بود كه مردههاى اسم و رسمدار و كس و كاردار در سر هر سهراه و چهارراه و مسجد و سقاخانه و امامزاده و تكيه تابوتشان بر سر دست بلند شده چهارپايهاى را كه دنبال تابوتش ميبردند بر زمين گذارده يكنفر از دهندارها و داشمشدىهاى محل بالاى آن رفته ، تشييعكنندگان را كه پيوسته لا إله الّا اللّه ميگفتند دستور سكوت داده با اين جملات ( اللّه و لبيك ) مينمود : اللّه - خداى كريم ، ابد و ازل و حىّ و قديم ، احد و فرد و واجب التعظيم ، يعنى بزرگ است خداى ابراهيم ، و همچنانكه