تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
منازعه ، مجادله‌ها ، نسبتا آب زلالى ! در ته جو ديده آن را به حوض و آب‌انبار ميفرستاد و فرداى آن بود كه بوى عفونت آن تمام خانه را پر ساخته معلوم ميكرد كه آب مزبور آب تخليهء آب‌انبار يا مبالى بوده كه ، چنانچه سابقا ذكرش گذشت كوچه‌ى بالاترى براى تخليهء آن وقت را براى فرار از چنگ مأمور و اعتراض مردم برگزيده است ! كه تخليه آن قوز بالا قوز و سربار گرفتاريهاى ديگرش گرديده ، اهل خانه به كشيدن و بيرون ريختن آن بپردازند ، يا ناچار اگر آب محل قطع شده بود آن را جهت ظرف‌شوئى و رخت‌شوئى و مستراح و مثال آن گذارده ، آب آشاميدنى را تا دفعهء ديگر كوزه كوزه ، با التماس و تمنا و با رعايت دقايق آن‌كه صبح زود و تنگ غروب و اول هفته و اول ماه نباشد كه در اين ايام براى خانهء آب بده شئامت داشت و خبر رنج و خطر سلامت اهل خانه را ميداد ! تأمين نمايد و اين صبح روز آن با تعفن آن معلوم ميگرديد ، علاوه بر نجاسات و پاره مدفوع‌هاى كوچك و بزرگ كه بر روى آب جمع شده ، دو نوبت كه اين واقعه گريبانگير حقير شده بود ! اگرچه آبهاى پولى و رشوه‌اى هم كه با پول چاى و ناهار و خواهش و تمناى ميرآب به خانه‌ها رسيده همه گونه رعايت نظافت و پاكيزگى آن شده ، سحرگاهان و بدون دغدغه‌ى آنگونه حالات و قرار دادن غربال و سبد و جارو جلو آنها در دسترس قرار گرفته بود ، هنوز تا چند روز قابل استفاده‌ى چاى و سماور و آشاميدن نميتوانست باشد ، از آنجا كه نهرها تماما خاكى و روباز و آب از روى زوائد و كثافات داخل آنها عبور مينمود ، اضافه بر گل‌آلود بودن طبيعى آن‌كه از مسافات بعيده با دستكارىهاى ميراب‌ها و مردم ميرسيد لازم بود تا با ماندن در آب‌انبارها ته‌نشين شده با دستوراتى قابل شرب بشود . اما در تابستانها اين آب‌گيرىها صفا و خوشايندهائى داشت كه اهل هر خانه پشت ديوار خود در كوچه فرش انداخته ، چراغ آورده ، سماور آتش كرده ، شب‌چره گذارده دور هم جمع شده خوش و بش و تجديد مودت ميكردند .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 231 | جعفر شهرى باف