آب و تميز ميشدند . كسبه از بقال و ماستبند و ميوهفروش و كلهپز و آشپز و ديزىپز و غيره زوايدشان امثال گنديدههاى ماست و پنير و پس چرخ شير و آشغال ميوه ، آشغال سبزى و پوشال سر و ته صندوق و خاكستر كورهها و اجاقها و آشغال كله و ته ظرف مانده و هرچه از اين قبيلشان در جوى آب ريخته ميشد و فرش و رخت و لحاف و تشك و ظروفشان در جوى آب شسته ميشدند و كرم و حشراتى كه در تعطيلى آب در گوشه كنار جويها و سوراخ راهآبها « 3 » داخل گونى ، كهنهها و حوض و حوضچهها زاد و ولد كرده با آمدن آب و بيرون كشيدنشان داخل مجرا و جوى ميشدند .
و اما آب شب يعنى از نيمهشب ببعد كه مردم از پر و پا افتاده شستشوى و كثافات آن كم شده دخل و تصرف در آن به اندك ميرسيد مخصوص آبانبار و ذخيرهء آب خوردن « 4 » بود كه بايد كشيك داده به آبانبارها برسانند ، اگرچه هنوز از آلودگى بر كنار نمانده ، چندانكه سهراه و چهارراهى جلوى آب طرفى بسته شده طرف ديگر باز ميگرديد زوائد و كثافاتى از گل و لجن و برگ و پوشال و كهنه پيله و مانند آنكه براى بستن جلو آب به كار رفته بود مخلوط با آب شده آن را نيز به صورت آب روز درميآورد و هنوز كثافات آن تمام نشده رنگ و بوى طبيعى نگرفته بود كه راه و مدخل و مخرج ديگر گشوده ، مسدود ميگرديد و آلودگى
هامش
( 3 ) . حوض و آبانبارها مجاريشان وسيلهء تنبوشه به جوى و نهر وصل ميشد و وسيلهء بستن و باز كردنشان كهنه پارهها و تكه گونىهائى بود كه بر آنها تپانده بيرون ميكشيدند و براى جلوگيرى از رفتنشان به داخل تنبوشه و گير كردن مجرا و همچنين دخول آشغالهاى درشت پنجره يا چند تكه ميلهى آهن كه يك وجب جلوتر دهانهاش ، موقع ساختن مجرا كار ميگذاشتند .
( 4 ) . آب مشروب . آبى براى آشاميدن و پخت و پز كه در آبانبار ذخيره ميشد و آب غير خوردن آبى در مصرف غيرآشاميدن مثل ظرفشوئى و رختشوئى و دست و روشوئى و طهارت و وضو كه با آن حوضها را پر كرده لازمهى دقت در تميز بودن نبودنش نميآمد .