تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
استمرار ميگرفت ، و ناچار كه براى جلوگيرى از دخول آنها به خانه و آب‌انبار جلو راه آب‌هايشان را جارو و غربال و سرند و مثل آن ميگذاشتند و هرچند دقيقه يك بار آن را برداشته تكان ميدادند ، به اين دلخوشى كه لا اقل از بول و غايط حيوان و آدم و كثافات فرش و كهنه بچه و رخت و سلفدان « 5 » و كنيف و خودشوئى و امثال آن بر كنار مانده آب طبيعى ذخيره مينمايند ، اما در همين اوقات هم بود كه كار كناس‌ها و خلا پاك‌كن‌ها كه در روز به اشكال جلوگيرى مردم و مأموران برخورد ميكردند شروع ميگرديد و حد اقل در هر شب چاه مبال خانه و محل و كاروانسرائى خالى شده در جوى آب سرازير ميگرديد و بوى عفونت و طعم مخالف آن بود كه آب‌بران را متوجه امر ساخته در صدد چاره‌جوئى از طريق پيگيرى يافتن محل تخليه و جلوگيرى برميآمدند ولى هرچه بود ، چه براى موارد اول كه هردم آب آغشته شده بود و چه براى مرتبهء ثانى كه آب و فضولات مستراح در آن حتم شده بود ، تا ميخواستند جارو و سرند و مثل آن را از جلوى تنبوشه براى تكان دادن و پاك كردن دهانه‌ى مجرا بردار و بگذار بكنند كثافات لازم داخل مجرا و نهايتا وارد حوض و آب‌انبار و آنچه نبايد بشود شده چه بسا كه از آب روز كه شرحش خواهد آمد آلوده‌تر نصيبشان ميگرديد !

ميرآب

ميرآب كسى بود كه تقسيم آب محل را به عهده داشت و از افراد معزز و شاخصى بود كه هر خانه‌دار بايد جهت حاجت و بالاجبار به او احترام گذارده به قدر توانائى مالى مقررى ماهيانه‌اى براى او داشته باشد و كارش آن بود كه شبها با بيل اسپره « 6 » دار خودسر سه‌راهها و تلاقى معابر نشسته آب كوچه‌ها را تقسيم مينمود ،
هامش
( 5 ) . گلدان مانندى براى افكندن اخ و تف و اخلاط سينه بيماران ريوى كه ته آن خاكستر ريخته كنار دست او ميگذاشتند . ( 6 ) . تخته‌ى محكم تراش داده‌ى سوراخ‌دارى كه به انتهاى دسته بيل ، يعنى پيوست به بيل قرار داده پا بر آن نهاده بيل را به زمين فشار ميدادند .