همين احوال هم كه اگر هوا خوش و گرم و قابل بازى بود بچهها لخت شده در سر تا سر جوى به بازى و جستوخيز و گل و كثيفتر كردن آن برميخاستند ، سواى مؤمنين و مؤمنات كه از فرصت ( آب كثير ) و آب ( كر ) استفاده كرده يكى دست و پا آب ميكشيد و آندگرى وضو ساخته ، آب در بينى و دهان گردانده استنشاق و تنحنح مينمود ، علاوه بر چهارپايان كه در آنها رانده و شسته شده بول و غايط ميريختند و چه بسا كه همين آب سياه غليظ مخلوط به تمام زوائد كهنه و پهن و پوست و ميوه و خاكروبه و انواع كثافات و نجاسات هم بود كه هنوز كلمات شكرانهاش در دهانهايشان تمام نشده ، كارهايشان سر و سامان نگرفته ، شستشوهايشان به آخر نرسيده ، نصف ظرف و نصف رختشان باقى مانده ، حوض و احيانا باغچههايشان مشروب نشده بود كه آب بند آمده محروم و پريشانشان ميكرد و اين همان زمان بود كه بايد چون حشرات آبزى به چاله چولههاى جو پناه برده ، اگر به حد مقدور آبى در آنها مانده بود باقى حوائج خود رفع كنند .
و تا وضع آب راه « 2 » محلات پائين شهر بهتر روشن شود بايد گفت جوى و نهرهايشان محل و مسيرهائى كه طبق رسم ، از سيرآب تا آنجا هرچه از خاك و خاكروبه و زوائد و كثافات كوچهها و دكاكين و خانهها در آنها ريخته ميشد و زبالههاى دسته شدهى داخل خانهها كه در زمان فترت آب محل دسته شده بود در آنها سرازير ميگرديد و هر نوع آب ظرف ، بنا به ملاحظهى پر نشدن چاه و دستور صاحبخانه در جوى آب ريخته ميشد و آب حوضها تماما در جوى آب ريخته شده ، آبانبارها بلااستثنا آب و لجنشان در جو تخليه ميگرديد .
ماندهآبهاى حوضچهها و حوض دستىهاى آشپزخانهها و چاله راه آبهاى جلو خانهها در آنها ريخته ميشد . در رسيدن آب جملگى در جوى ريخته شده تجديد
هامش
( 2 ) . آب جارى .