صندوقخانه جهت شسته رفته بودن اطاقها از وسائل اضافى . ديگر زيرزمين و آبانبار و پاشير جنب هم در زير بنا براى آسايش روزهاى تابستان و اندوختهى خواربار و ميوه و مربا ، ترشى و سوخت و ساز زمستان . پشتبام كاهگلى براى خوابيدن شبهاى تابستان و تماشاى ستارگان ، كه امروزه يكى از آن ستارگان ديده نميشود ! چنانچه گوئى از آسمان شهرنشينان فرار كردهاند ، و كاهگل كهنهى خوشبوى آنكه با نمى آب ، بوى عطر و عبير از آن به مشام رسيده دل را مفرح و ريشهى جان را معطر مينمود . ديگر حياط و صحن و فضا ، بقول امروز ( فضاى سبز ) در عقيدهء آنكه بيشتر ايام سال احتياج به هوا و فضاى باز مىباشد .
ديگر مستراح بزرگ خارج از ساختمان ، در اينكه دفع و تخليه بايد با فراغت خاطر و دور از دغدغه خيال بوده باشد . ديگر وجود حوض جهت آبتنى و غوطه خوردن در گرماها و دست و روشوئى و وضو « كه اگر آب ، تميز و در منظر ديد باشد بهترين نشاطبخشى به روح مىباشد » . ديگر اطاق و محل پذيرائى خارج از محيط خانواده و دور از چشمانداز بيگانه جهت حفظ ناموس و جلوگيرى از مفسده كه « چشم نبيند ، دل نخواهد » . ديگر پوشش ضخيم اطاقها با خاك و شفته جهت جلوگيرى از نفوذ برودت و تابش آفتاب و دخول حرارت . طاقچه و انبار و دولابچه و رف و بالارف « 18 » و كته و سوراخ سنبه براى جا دادن اشياء قيمتى و غير آن و خرت و پرت و لوازم ضرورى گاهى وقتى ، كه براى هر چيز احتياج به تهيه و توقع از اين و آن نبوده باشند ، همراه رضايت خاطر و قناعت طبع و آرامش روح و بىاعتنائى به زشت و زيبا و پسند و رضاى به قسمت و قضا و تقدير و سادگى گذران و بىآلايشى و قبول شكر و سكون و حسن ظن و مهر و و داد و صداقت و يگانگى و همدوستى و همزيستىهاى صميمانه كه خانهها را هرچه
هامش
( 18 ) . طاقچههائى باريك بالاى طاقچه و باز طاقچههكهائى بالاى آنها در زينت و دالبر و گچبرىهاى زيبا در اطاقها ، جاى چينى ، بلور و اشياء زينتى و نمايشى .