طرف در آن ميرفت و از آنجا كه خانههاى مجاور نيز ساختمانهايشان به همين صورت بنا ميگرديد و جبرا پشت به پشت ايشان قرار ميگرفت ، از صدا و اشراف و ديد و مزاحمت در امان ميماند . اضافه بر قرينهسازى حياط ، در كتيبهبندى و گوشوارها و جرزبندى و درگاهها كه صورت حياط را شكل نكو ميبخشيد و در مهمانىها و جشن و عروسىها كفبندىهاى يكنواخت و يك اندازهى آن قابل استفاده پذيرائى ميگرديد .
امرى كه در پىريزى اين خانهها رعايت ميشد اينكه سه طرفش ساختمان و يك طرفش طاقنمابندى يا لا اقل ( تنكه سازى ) شده باشد و چهار طرف ساختمان داشتن خانه را بدشگون ميدانستند كه ميگفتند به صاحبش وفا نميكند و چنين بنا را باعث مرگ صاحبخانه ميدانستند .
سقف خانهها عموما از تير چوبى و حصير و احيانا توفال بود كه رويش سفيد بشود و ديوار و پايههايشان بجز معدودى همه از خشت و گل ، كه همان را هم ميگفتند از عمر آنها زياد مىباشد و چه بسا كه چند پشتشان از ميان رفته هنوز همان خشت و گل بر سرپا مانده بود ، با نمائى از آجر ، همراه تزئينى مختصر به در و پيكر و سقف و ستون آنها ، با ديوارهاى سفيد شده با گچ و قليلى گچكارى شده و در صورت رنگ و نقاشى رنگ سفيد ، از گل سفيد ( گل گيوه ) به تمام ديوارهاى اطاقها و رنگ سبز روشن يا چمنى يا فيلى براى تمام درها و در حياطى محكم از تخته الوارهاى يكپارچه دو پارچهى محكم ، از چوب سفت جنگلى و چنار و گردو ، با گل ميخهاى درشت و زيرميخهائى به شكل ستاره و بست و بند و كلون قائم مقاوم ، جهت حفظ از دزد و شرير و بدمستهاى آخر شب كه عقده دلها را با لگدهاى جانانه به در و پيكر خانههاى اين و آن خالى ميكردند ، اما بدون رنگ و نقاشى و زينت تا جلبنظر ننموده ، از ( آه و واه ) اين و آن و چشم و نظر بدخواه و حسود و بخيل و بدچشم و ارباب توقع در امان بوده باشند ، همچنين ديوارهايشان كه از خارج كاهگل و زشت تا از ديدگاه بدنظران
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 203
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٢٠٣