و چشمتنگان و حرف و سخن دوست و دشمن بر كنار بمانند .
ديگر از واجبات اين خانهها بود زيرزمين و زيرسازى و آبانبار و پاشير و انبار جهت نگهدارى ترشىجات و مرباجات و خاكه و ذغال و چوب و هيزم و خرت و پرت و صندوق و اشياء اضافى و پاشير آن براى نگاهدارى ميوه و هندوانه خربزه و يخ و سبزى و دهانهى آبانبار براى گوشت و ماست و پنير و زيرزمين آن براى آسايش تابستان و براى خانه ، ديوارهاى بلند « 13 » و ( صندوقه ) « 14 » كشى و ( كلاغپر ) « 15 » بندى دور ديوارها تا جلوگيرى از دزد و اياب و ذهاب كبوترباز و مزاحم و چشمچران و ديد و نظر همسايگان شده باشد . « 16 »
ديگر از واجبات اين خانهها بود ( صندوقخانه ) يعنى پستوئى در پشت هر اطاق كه وسائل ناديدنى و خردهريز در آن پنهان ميگرديد ، چنانچه اسمش همراهش بود ( صندوقخانه ) يعنى محل صندوق و نشان ندادنىها و آنچه را در ديدگاه قرار دادن آنها مانند رختخواب مورد اشكال و ايراد قرار داشته باشد ، و پس از آن ( زاويه ) اطاقى در سه كنج حياط ، دور از آفتاب ، در تلاقى اطاقهاى دو طرف با سقفى مرتفع با دريچههائى در بالا مشرف به بام جهت تهويه و خواب
هامش
( 13 ) . بدترين و نامرغوبترين خانه آن بود كه اشراف داشته در معرض ديد خانه يا خانههاى مجاور بوده باشد ، چه خانه را محل امن و مأمن و آسايشگاه دانسته كه بايد در آن راحتى كامل وجود داشته ( چهارديوارى اختيارى ) تمام بوده باشد .
( 14 ) . چهار خشت يا آجر را كه از چهار طرف به صورت صندوق درآورده ميانتهى بوده باشد .
جهت قناعت در خشت و آجر و گاهى كه براى سبكى ديوار اختيار ميگرديد .
( 15 ) . تيغهاى كه بالاى ديوار حياط جهت جلوگيرى از ديد و دزد ميگذاشتند . تيغهاى كه رج اول آن را آجر سهگوش كه بطور مثلث نيم شده باشد گذاشته بالاى آن را به همان ترتيب آجرها را در مثلثهاى زير قرار بدهند كه ناگزير صورت كنگره به خود ميگرفت .
( 16 ) . براى جلوگيرى از اشراف هم روايتى داشتند كه چنانچه كسى چشم به خانه كسى اندازد صاحب خانه محق مىباشد تا با تير چشم بيننده را كور بكند .