پشت به قبله و بدون آفتاب و جلوش ديوار بلند و چشمگير نبوده باشد .
اطرافش ساختمان و ديوار بلند نداشته باشد . آبانبار بزرگ و حوض بزرگ عميق داشته باشد . آب جوى و نهر بر آن مسلط ، اما پلهخور زياد و پستى مفرط نداشته باشد . به گذر و دكان و خريد و حمام و مسجد نزديك بوده باشد . اطاق و مكان و غرفه و پنجره و انبار و سوراخسنبه و دولابچه و كته و طاقچه و رف و مثل آن زياد داشته باشد . در و پنجره و نظرگاه به خارج ، مخصوصا راه و روزن از آشپزخانه به كوچه نداشته باشد . « 19 » نزديك كميسرى و قهوهخانه و شيرهخانه و عرقفروشى و بدكارهخانه نباشد . همسايهء جهود و ارمنى و منحرف و بداخلاق و بدنام و عرقخور و قمارباز و لات و لش و كبوترباز و آژان و قزاق نداشته باشد .
همسايگان نمازخوان و نجيب و خانوادهدار و خوشنام و بزرگزاده و ثروتمند داشته باشد . « 20 » اطرافش خرابه و خاكروبهدانى و مرداب و مردهشوخانه و آغل و يخچال و حمام و طويله و كاروانسرا و مسجد و امامزاده و تكيه و مناره و خانهى ملا و فراش و مير غضب و نشان به كلاه و نوكر دولت نبوده باشد . بىسكنه و خلوت و دورافتاده و دور از آب و آبادانى و نزديك خندق و دروازه و گورستان و پرت و پلا نباشد كه معتقد بودند ( دو گور را براى آبادى پهلوى هم ميگذارند ) يعنى خانه بايد دور و برش آدم و آبادى باشد . چهار ديوارش متعلق به خودش بوده شريك الملك و شريك ديوار و در قبالهاش حقوق ارتفاقى و مثل آن ذكر نشده باشد . هرچه به نسبت وسيع و چشمانداز صحن و حياط داشته باشد . نم و رطوبت و سابقهء جن و پرى « 21 » و شايعهى بديمنى بدقدمى و تلف و مرگومير
هامش
( 19 ) . باز بودن راه از مطبخ به معبر از جزء معاصى بشمار ميآمد كه ميگفتند ، بوى و برنگ غذا در كوچه پيچيده بمشام زن آبستن و طفل و صغير رسيده مورد بازخواست شرعى مىشود .
( 20 ) . كمترين فايدهء همسايه ثروتمند آن بود كه لقمهى غذا از گلوى همجوار براحت پائين ميرفت كه مطمئن بود همسايهاش سر بىشام زمين نميگذارد .
( 21 ) . بعضى خانهها بدنام به جن و پرى بودند كه ميگفتند جن و پرى در آن سكونت داشته سكنه را آزار ميرسانند .