محقر و ناپسند ، مطبوع و دلپسند و دوستداشتنى و آرامبخش مينمود .
خانههاى علما
اين خانهها نيز خانههائى بين منازل طبقهء متوسط و عالى بود با حذف حقارت كاشانههاى كسبه و اضافات و تشريفات عمارات اغنيا با همان بيرونى و اندرون و سرطويله و پيشخوان ( جلوخان ) و ( بست ) و پناهگاه و ديگر شرايط خانههاى اعيان و رجال ، منهاى بر و روى خارجى و صورت بخاطر دورى از چشم و درآمدن حرف .
اگرچه تشكيلات غلام و كنيز و نوكر و خدمه و بيا و برو و مخارج گزاف خانههاى رجال به آن صورت در اين منازل ديده نميشدند ، اما ( بست ) و اعتبار و اهميتشان بمراتب بر آنها برترى ميگرفت ، چه پناهندهاى هرگز به جلوخان و سرطويلهء يكى از اينها ملتجى نميشد كه وسيلهء رفع اتهام و استخلاصش فراهم نميگرديد ، بگونهاى كه بعدا هم كسى نميتوانست مزاحمتى براى او فراهم آورد ، در حالى كه از بستهاى خانههاى رجال چه بسيار كه پس از لخت شدن و چپاول بدست نوكران و مأمورانى كه از دستشان فرار كرده بود رهسپار ديار عدم ميشدند ، يعنى از كوزه همان ميتراويد كه در او بود و بىاعتباريشان در بست و پناه دادنهايشان هم اثر گذاشته بود .
شرايط خانه !
از شرايط خانهء خوب بود كه اولا سر آب يعنى نزديك به نهر اصلى و مبدأ و چشمه و مظهر قنات و مثل آن بوده ، دسترسى به آب زيادتر و آب تميز داشته باشد . ديگر ته كوچه نبوده موجب مجادلهء دائمى با همسايگان بر سر نوبت آب و منازعه ، مزاحمتهاى آب باران و آب رخت و آب حوض و مثل آن نداشته باشد . ( قلفتى ) يعنى محصور و صندوقچه بوده ، ديدگاه مشرف نداشته ، همچنين