تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
خون دخترگيش درمان سياه‌سرفه مىكند . دست آلوده‌اش كه از زفاف كنار رفته باشد و به‌صورت كسى بكشد باعث عزت و آبروى او مىشود . غسل با آب چرك پيراهن اولش باعث گشايش كار و بخت مىشود . اگر زور تصرف شود با دشمن زندگى مىكند . اگر بكارتش پرده‌اى باشد نزد شوهر عزيز و شيرين مىشود . اگر جناقى باشد سخت‌زا و اگر آهوئى باشد . ديرجوش مىباشد .

روز پاتختى

صبح پاتختى وظيفهء خانواده‌ى دو طرف بود كه اول عروس را هرچه زودتر به حمام برده به غسل برسانند چه به غير اين صورت ( چلّه ) به سرش ميافتاد و به سادگى حامله نميگرديد ، و دوم كه نشانه‌هاى دختر را به خانه‌ى مادر عروس بفرستند و از طرف او كاچى قيقناق كه ذكرش گذشت بفرستد . ديگر خورانيدن چند تخم‌مرغ نيم‌بند يا زرده تخم‌مرغ در آب جوش شكرزده به عروس تا ضعف قواى از دست رفته‌اش را جبران نمايد و تجديد بزكى تند و تيز تا زردى رنگ رخساره‌اش را كه از زحمت عروس شدن بوجود آمده بود جبران كرده ذوق داماد و اطرافيان را كدر ننمايد . ديگر صبحانه‌اى بسيار مفصل براى عروس و داماد از كره و مربا و نان روغنى و شير و زرده تخم‌مرغ و كباب جوجه تا تلافى گرسنگى شب كه از ذوق ! لب به غذا نزده بودند ، تا دو به دو در اطاق حجله صرف بكنند . داماد را نيز صبح روز پاتختى به حمام ميبردند و از همراهانش دوستان و بچه محله‌اىها و ساقدوشهايش بودند و دو سه بزرگتر ، مثل دائى و عمو كه براى تأييد مرد شدنش همراهيش داشتند ، به اين صورت كه از هنگام خروج از حجله تا در حمام جلووش مطرب‌زده و كوبيده ، در سربينهء حمام « 146 » تا لخت شدن و
هامش
( 146 ) . اولين محل ورودى حمام . محلى كه در آن لخت شده آماده براى رفتن به گرمخانه و -
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 141 | جعفر شهرى باف