دستش را ببوسد . در رختخواب روى دستمالش كه برايش پهن شده بخوابد . جز همان يك مرتبه به داماد راه نداده رغبت و شوقش را سر جا بگذارد . پس از اتمام عمل خود را پوشانده جمع و جور بكند .
معمولا عروس و داماد را شام نداده غذايشان را براى تنها يعنى باهم خوردن ميگذاشتند و اين دو صورت داشت كه بعضى شام عروس و داماد را كه مجموعهى مفصلى از اطعمه و اشربه بود پيش از زفاف برايشان ميفرستادند كه قوت داشته باشند و بعضى براى بعد از تكليف ميگذاردند كه سر دلشان سبك بوده ، نفس و توانائيشان يارى نمايد و براى داماد كه جماع بعد از شام را مضر سلامت دانسته موجب ثقل و شكمدرد و خطرناك ميدانستند ، كه اين قانون عمومىتر بوده ، مخصوصا از جهت عروس كه سر دلش سنگين نبوده ، وقت عمل حركت زشتى از خود بظهور نرساند و به اين خاطر كه غالبا شق دوم را اختيار ميكردند . « 138 »
اگر دختر تصرف شده بود ؟
پس اگر عمل به موفقيت و روسفيدى انجام ميگرفت ( ينگه ) با جيغ عروس كه به او ياد داده شده بود خود را به درون افكنده به جمع كردن دستمال خونى و نظافت دختر ميپرداخت و اين سعى كه هرچه دستمال خونى زيادتر فراهم نمايد تا آنجا كه در قلّت خون ، دستمال را به انگشت پيچيده آن را بموضع دختر مىرساند
هامش
( 138 ) . عروسى اينچنينى چون مورد فشار قرار گرفته صدا از او خارج مىشود ميگويد از مادرش شنيده چنانچه از عروس صدا خارج شود آن سال سال فراخى نعمت و زيادى غله مىباشد و نوبت دوم و سوم كه همينگونه مطالب ميآورد تا آنجا كه داماد ميگويد خانهى ما گنجايش اينهمه غله ندارد باقىاش به خانهء پدرت بفرست .