تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
امور و حالت سابق ميگرديد ، خاصه كه نذرهاى پابرهنه راه رفتن نيز بر آن مزيد ميآمد و عقيده‌اى كه كفش و پاپوش محرم و صفر خريده شده جز به طرف ختم و عزا نميرود و با قطع اين معاملات هم مسلم بود كه چرم‌فروش و شبروفروش و دباغ و نخ و ميخ و نعلكىفروش و نعلكىچسبان و نعل و ميخ‌بند و ( نعلچىگر ) و خرده چرم‌فروش و شكافتنىفروش « 88 » و قالب‌تراش و تمام صنف كفاش از دوزنده و فروشنده تعطيل ميگرديد . پس با ترك خريد كفش و لباس معلوم بود كه كلاه و عمامه و فينه و مانند آن نيز در بوته‌ى تعويق ميافتاد و اين كه علاوه بر نحوست خريد سربرهنگى نيز يكى ديگر از نذرها بود و با خوددارى از خريد و معاملهء اين نوع امتعه ، كسبهء مربوط به او مانند كلاه‌دوز و كلاه‌مال و پوست و پشم‌فروش و ماهوت‌فروش و زقره‌فروش و آسترفروش و مولوىپيچ و پاكت‌چسبان و مثل آن تعطيل مينمود . همچنين چون عبا نيز از جمله‌ى البسه بود مسلم بود كه آن نيز پيروى آنها مينمود كه با نخريدن عبا ، عبافروش و عباباف و پشم و كرك‌فروش و رنگرز و آستر ، نوار ، قيطان‌فروش و پيوستگان آن تعطيل ميگرفت . واضح است كه در وقتى مردان را چنين عقايد سفت و سخت دربارهء خريد و فروش اين گونه اشياء باشد زنان را بطريق اولى رعايت لازم است كه علاوه بر رخت و لباس و كفش و چادر ، طلاآلات و زيورآلات و اسباب بزكشان را نيز شمول ميآمد و در دنبال خياط و كفاش و پارچه‌فروش ، زرگر و جواهرفروش و سازندگان آنها و خرازىفروش و عطر و اسباب بزك‌فروش و مشاطه و بندانداز بيكار ميشدند ، و در جائى كه خريدن پوشش و واجبات ممنوع باشد عقد و عروسى و سور و سرور و نشاط و مهمانى و امثال آن بمراتب تعطيل ميگرفت و با كنار رفتن نكاح و مزاوجت و عيش و سرور هم بود كه آئينه چراغ ، اسباب جهازفروش و صندوق‌ساز و مجرىساز و مس‌فروش و بلورفروش و سفيدگر و خوانچه‌زن و ميوه‌فروش و شيرينىفروش و مطرب و لوطى و عرق‌فروش و تار و تنبك‌ساز و سلمانى و منتسبان به آن مانند كار حجامت‌چى و رگ‌زن و زالوئى كه خون گرفتن در ايام نحس و عزا نه تنها بهبود ، كه امام
هامش
كرده شكل ميدادند . ( 88 ) . شاغلى منتسب به امور كفش كهنه‌هاى بىمصرف را از تهيه‌كنندگان آن خريده ، از همشان دريده ، هر تكه‌اش را از زيره و رويه و داخل و آسترى براى كار و مصرفى آماده ميساختند .