تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
بندكش ، آهن‌كوب ، « 93 » حلبىساز ، قاب‌ساز ، « 94 » حصيرباف ، « 95 » علاف ، « 96 » مصالح‌فروش ، خاك‌كش و تعداد بيشمارى از مشاغل ديگر تعطيل ميگرديد . پس اگر گفته شود كه اين دو ماه ماه‌هاى بيكارى و ولگردى بود « كه خود بيكارى شامل بسا مفاسد مىشود » كه بايد همه كس ترك كسب و كار كرده به نوكرى امام حسين بپردازد « كه خوان حسين هم گسترده هركس ميتواند از سفرهء پربركت او ارتزاق كند » سخن بگزاف نرفته باشد و همين بيكارى و مفت‌خوارى هم بود كه عده‌اى را بگير و بستانكار و عده‌اى را بدهم و بدهكار بار ميآورد كه هر دو خصم و معارض هم بوده ، فقر و گرسنگى چنان فشار آورد كه براى طلب كاسهء آش مفتى سر و دست‌ها شكسته ، جهت دريافت پس‌آب آبگوشتى از سر و كول هم بالا رفته زير دست و پاها بروند و جهت لقمه و دستمال پلوى ، براى سرپوش نهادن به روى گدائى در اين عقيده كه « نذرى امام حسين را از دم شمشير بايد گرفت . » تا پاى جان ايستاده شكم پاره كرده شكم‌هايشان پاره بشود ، و تا آنجا كه بخاطرش سر سفره ( كافر ! ) نشسته با چند وعده‌اش قبول مشروطه تخم حرام ديكته شده‌ى اجنبى نموده ، خود و دين و كشور خود تسليم بكنند ! « دور از خداى ناخواسته پذيرش استبداد و مخالفتم با مشروطه ، بلكه خلافش از اشتياق و آرزوهاى تا سرحد جنونم به حكومت قانون و نظام مشروطه‌ى واقعى ، نه مشروطه‌ى به روى كاغذ » . و بقيهء اوقات غير ساعات عزا را به
هامش
( 93 ) . ورق‌كوب شيروانى . ( 94 ) . بعضى سقف‌هاى اطاق را با آلت و تخته قابسازى ميكردند . ( 95 ) . طاقهاى تير چوبى را روى تيرهايش را حصير ميانداختند كه بالاى حصير را خلاف انداختن تيرها گجن ( نى ) ريخته روى آن را شفته گذارده ، خاكريزى و كاهگل ميكردند . ( 96 ) . كاه‌فروش براى كاهگل بام و خانه .