صيد شده ، امثال گنجشك و كبوتر و سار و شانهبسر و غيره . تهيه لباس و پوشاندن برهنگان .
واسطهء اصلاح و وفاق و صفا شدن ميان زنان و شوهران و دوستان و برادران مكدر و از اين قبيل و از جمله امورى كه خيرى از آن براى موجودى مترتب بوده توانسته باشد دلى را خوش كرده ، خاطرى را بسامان آورده ، اصلاح ذات البينى نموده ، عملى انسانى و روحانى از آن بصدور رسانيده نفعى از آن به غير برسد .
نيز از ، اعتقادات مردم بود كه ماه محرم مخصوصا دههى اول آن ايامى است كه در آن مىتوانند با توسل به روح امام هر درد درونى و برونى خود را درمان نموده ، هر رنج و مرض و گرفتارى را علاج كرده ، هر قرض را به ادا آورده ، هر ظالم را دفع داده ، هر حاجت را روا ساخته ، با يك قدم خدمت در راه حسين صدها قدم بخير خويش گام برداشته ، با بذل هر دينار از مال ، هزاران دينار تلافى گرفته ، با ريختن هر قطره اشك در راهش هزاران گناه كبيره و صغيره را ريزانده ، با يك سلام به وى و يك لعن بر دشمنان او آمرزش و رحمت خويش را حتمى ساخته ، كلّيه ابواب رحمت و سعادت و درهاى بهشت را به روى خود گشوده ، آتش دوزخ بر خود حرام گردانند .
اين بود كه در اين ماه از جهت خدمت به امام حسين تقريبا بسيج عمومى شده زن و مرد كسب و كار و خور و خواب خويش را حرام برگزارى سوگوارى نموده ، از روز اول ماه شهر يكپارچه اندوه و ماتم گرديده ، پير و برنا به كار و امور روضه و دسته و تعزيه و سينهزنى و مانند آن پرداخته ، مردها به كار تشكيل و زنها به روضهخانهها رو ميآوردند و اگر كسى در خانهاى مانده دخالت نكرده بود مگر عجزه و بيماران و بسترىها و از پا افتادههائى بودند كه توان و قدرت از ايشان سلب شده بود .
بارى اگرچه در اين روزها بهار عزادارى حسين و صحابه بود و وسيلهاى كه مردم بفيض دنيوى و اخروى رسيده مطالبى از درس دنيا و عقبى بگوششان بخورد ، اما از جهت گرمى بازار روضهخوانها و خطبا كمتر سخن مفيد بگوششان ميرسيد و آنقدر بود كه روضهخوان و واعظى بمنبر رفته خطبهاى خوانده ، ( گريزى ) « 35 » زده ، ( حر ) يا ( ابن سعد ) يا
هامش
( 35 ) . گريز ، اصطلاحى ميان روضهخوانها در معنى از مطلبى بمطلب ديگر كه نتيجهء منبر باشد پيوستن كه همه گريزها هم بكشته شدن امام حسين ميپيوست .