برنجى و كوفته شامى بساطى ، پوست و روده ، معجونى ، انگارهى استكان و پارچ و لگن ، انواع خرماى زرد و سياه و خرما خرك « 86 » ، انواع فتيله و سرپيچ و لامپا و لوله چراغ ، سنگ ترازو و سرطاس و كفه ، ليف و كيسه و روشو و سنگ پا و اسباب حمام ، تار و پود نخ و خامه و نقشهى قالى ، سرند و زنبه و غربال ، لواشك و تمر و آلوچه و گوجه خشك ، ساج « 87 » و قزقان « 88 » ، سه پايهء چراغ « 89 » كلك « 90 » و منقل و منقل فرنگى « 91 » ، تيشه و رنده و اره و مته ، آب آلوئى و آب زرشكى ، گهواره و ننو و لگن و كنيف « 92 » و صدها و انواع و امتعهى جوراجور بدردخور و به درد نخور و خرت و پرت نو و نيمدار ، از سفيدى ماست تا سياهى ذغال ، خوردنى و پوشيدنى و حوائج كار و زندگى كه از در و ديوار دكانها و جرز و طاق و طنابهاى از اين سو به آنسوى بازار كشيده آويخته و دستفروشها و طوافهائى كه گوشه و كنار و سطح و زواياى آن را اشغال كرده عرضهى اجناس ميكردند و صداهاى تعريف ، توصيفها و گفت و شنيدها و چانهزدنهاى بلند بلند خريداران و فروشندگان كه فضاى آن را اشباع و يكپارچه غلغله و غوغا ساخته بود .
دكاندارهاى بازار دروازه
بعد از صورت و حالت بازار كه تقريبا ( بازار شام ) باستانى را زنده مينمود و ازدحام دهاتى بازار آن كه گاهى تا ده دوازده دهاتى ريز و درشت براى گم نشدن دستهاى هم را گرفته ريسهاى دنبال هم ميرفتند و داد و قال و فرياد و فغان آنها كه بلند بلند يكديگر را صدا كرده هر
هامش
( 86 ) . خرمائى زرد و خشك و سفت كه نخ بسته گردن طفل ميانداختند كه بجاى پستانك به كار ميبرد و ضمنا براى اطفالى كه ميخواستند دندان برآورند .
( 87 ) . ظرفى چدنى يا آهنى ، وسيله نانپزى .
( 88 ) . ديگى با لبهى كوتاه و دهان گشاد .
( 89 ) . چراغ را داخل سهپايهاى ميگذاشتند كه هم از آن استفاده روشنائى و هم استفادهى پخت و پز ميكردند .
( 90 ) . منقل گلى .
( 91 ) . منقلى كه آتش در بالاى آن قرار گرفته زيرش خالى و هوا به آتش مىرساند .
( 92 ) . ظرفى گلى شبيه كلاه سيلندر كه ته گهواره براى رفع حاجت طفل ميگذاشتند . كنيف را گذاشته تشكچه كه سوراخ بود و مطابق كنيف جاسازى شده بود . روى آن انداخته ، بچه را روى آن خوابانده محكم به گهواره تا جابجا نشود طنابپيچ ميكردند .