يمن زخم مىكند . زخم خر زير پالان خوب مىشود .
و از ضرب المثلهاى مربوط به پالان :
خر همان خر است پالانش عوض شده . بار را خر ميبرد نه پالان . خر نو پالان عروتيز مىكند . خر بىپالان راحتتر غلط مىزند . اين خر نشد خر ديگه ، پالان ميدوزم رنگ ديگه . زورش بخر نميرسد پالانش را برميدارد ، يا پالانش را مىزند . خر را پالان جلوه ميدهد .
خر لخت را پالانش را برميدارند ؟ ! فكر پالان باش خر زياد است .
و اين دستورات بود كه براى معالجهى زخم زير پالان به كار برده ميشد :
اگر زخم تازه بود بايد حناى سائيده بپاشند . اگر آب انداخته بود حنا و مازو بپاشند .
اگر چرك كرده بود بايد موم و مازو بگذارند . اگر پالان اولش بود قبلا بايد پشت خر را حنا و مازو ببندند « حنا و مازوى سائيده را خيس كرده ببندند » . اگر زخم پوست داده بود كف دهانش را بمالند .
نعلبندى
قسمتى از دكاكين اين بازار را نيز نعلبندان داشتند كه حيوانات را نعل ميزدند . جلو دكانهاى آنها هميشه يكى دو الاغ لبهايشان مهار شده براى نعلبندى ايستاده تقلا و لگدپرانى ميكردند و اگر پالان نو براى آنها مصيبتى بود كه بايد تا مدتها زخمهاى نوى آن را تحمل كنند از نعلبندى مصيبتى بالاتر داشتند كه زحمت آن به ريشهء جانشان ميرسيد .
براى هر تجديد نعل لازم بود قبلا زوايا و گوشه كنار و زوائد سم را كه بىتركيب و زياد شده بود تراشيده ، سپس نعل را بر آن استوار بكنند و جهت اين كار داسهاى كوچك و بزرگ تراش و پرداخت و سوهانهاى چوب ساب زبر و نرمه ساب بود كه به كار ميافتاد و از همين موقع بود كه زجر و شكنجهء چارپاى بدبخت شروع شده به بيقرارى و سر و گردن جنبانى و لگدپرانى ميآمد و تا جنبش و حركت نداشته توليد مزاحمت نكند او را از لب مهار ميكردند . مهار لب دو تكه تخته يا چوب خراطى كردهى از وسط فاق داده بود كه لب پائين حيوان را تا كرده ميان آن گذاشته با طناب محكم ميكردند و بيخ طناب آن نگاه ميداشتند .