تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
بهبود يافته اگر سرد مزاج رفته بود رو به بدحال‌ترى مينهاد و همچنين ( ميرزا رحيم ) كه اگر گرم مزاج به او مراجعه كرده بود فايده ديده سرد مزاج ، فنافى اللّه ميگرديد . از اينجهت مرضاى هر كدام خودبخود معلوم شده آنهائى بودند كه طبيعت مطابق داشتند يعنى گرم مزاجها پيش نور الحكما و سرد مزاج‌ها پيش ميرزا رحيم ميرفتند ، مگر ناشناس‌ها كه ندانسته بىگدار به آب ميزدند . نور الحكما را ميگفتند روزى حال و حوصله نداشته با اهل و عيال بگو مگويش شده بوده نميخواسته كسى را بپذيرد و چون به اطاق انتظار وارد شده آن را مملو از مريض مينگرد ميگويد ( امروز دست راستىها مسهل دارند و دست چپىها تنقيه ) و باز ميگردد . ديگر از مسائل مربوط به طب آن روز ، آنكه غير از جراحان كه عمل بريدن و دريدن را داشتند و كحال‌ها كه مداواى چشم ميكردند ، بقيه طبيب عمومى بودند كه براى از سر تا پا نسخه ميدادند ، يعنى مريض گوش و حلق و بينى نزد همان طبيب ميرفت كه شكم دردى و تنگ نفسى و روده پيچ‌خورده‌اى مراجعه مينمود و پادردى و ورم بيضه‌اى و نقرسى و سيفليسى و سوزاكى پيش همان حكيمى كه سل‌سينه‌اى و استسقائى و جوع البقرى و سرسامى و اختلال حواسى رجوع كرده بود ، و از عجايب و امور غير قابل قبول براى مردم آنكه طبيبى نام تخصص داشته يعنى از دردى اطلاع داشته از دردى نداشته باشد و همچنين از اهانت‌هاى بزرگ به طبيب بود كه در معالجه‌اى او را قبول داشته در معالجه‌اى نداشته باشند و نام تخصص و متخصص و مخصوص و مثل آن بر روى طبيب چنان بود كه به معمارى عمله يا شاگرد بنا بگويند و واقعيتى را هم استدلال ميكردند كه معمارى كه از قسمتى از بنا اطلاع داشته از قسمتى نداشته باشد پا از عمله‌گى فراتر ننهاده باشد كه عمله يا شاگرد بنا نيز در كار بنائى مطلع از كارى و از بقيه بىاطلاع مىباشد و بدن را خود ساختمان ميخواندند كه هر آينه درز و تركى در طبقه چهارم آن ظاهر شده باشد ممكن است عيب از زيرزمين و يكى از جرز و ستون‌ها يا نشت آب و يا ريزش طوقه‌ى چاه باشد كه بايد معمار براى شناخت و رفع عيب آن از كل و جزء ساختمان اطلاع داشته باشد . تجربه نيز در كار طبابت كمال اهميت را داشت كه به حكماى پير از جهت تجربه زيادتر از جوان عقيده داشته ميپيوستند و ميگفتند پير آنقدر آدم كشته تا تجربه بدست آورده است ، در صورتى كه جوان اول آدم‌كشىاش مىباشد و مضمونى داشتند كه ميگفتند طبيبى بيمار