شدهى مختلف الاضلاع از بيست تا پنجاه سانت ارتفاع كه در آنها نيز قوطىهاى حلبى و شيشهاى مختلف از انواع مختلف دارو ، از گل و برگ و ريشه و تخم و دانه و گرد و حب و شياف و امثال آنها ميپيچيدند و بالاتر از آنها امتعه و اجناس غير داروئى مانند ، حنا و سدر و صابون و رنگ و روناس و چاى و قهوه و كلهقند و بالاتر از آنها غرابههاى انواع عرقهاى بيدمشك و نعنا و بيد و نسترن و كاسنى و چهارعرق و گلاب و ديگر مايعات جا ميدادند ، و وسط و اطراف و پائين و جلو دكان كيسههاى فلفل و زردچوبه و گلگاوزبان و برگ بيد و پوست بيد و ليمو خشك و ديگر امتعهء پرمصرف رديف ميكردند .
در واقع دكان عطارى كه روزى به صورت عطرفروشى بوده و بعدا بمناسبت تشابه گل و ريشه و چوب و ادويه و بخورات خوشبو مانند عود و عنبر و مشك و عبير نيز در آن وارد شده در اين زمان به شكل داروخانه و نسخهپيچى درآمده بود ، محلى بود كه از رطب و يابس آنچه از نباتى و معدنى و كانى و زمينى و هوائى كشف شده مورد استفاده قرار گرفته بود در آن گرد آمده بود و مكانى كه در آن بايد از گل و برگ و پوست و ساقه و ريشهء هر گياه كه از زمين روئيده در آن وجود داشته باشد كه شايد اسامى آنها از چند هزار تجاوز مينمود ، بجز دانه و مغز و تخم و شيره و شهد و انگوم و صمغ كوبيده و نكوبيدهى هر نبات و سنگ و خاك و پوست و گوشت و زهره و اعضا و اندام بسا جانوران كه بايد در آن جمع بشود .
ظاهر اين دكاكين نيز جهت شناسائى به اين صورت آرايش ميگرديد كه سينىهاى قلع مشبك از جلو آنها آويخته ميشد و مجمعههاى مومهاى زرد و سفيد كه ذوب شدهء آنها را در مجمعههاى لب كنگرهاى ريخته تركيب آنها را گرفته بود لابلاى آنها ميآويختند و كلهقندهاى بزرگ و كوچك كاغذ پيچيده كه در كاغذ آبىهاى خود آنها بود و يا با كاغذ روغنىهاى الوان كه بر روى آنها كشيده زينتشان ميكردند يكى در ميان وسط آنها آويزان ميكردند و جرزها را كه از اقسام اشياء مانند مايه پنير و انواع كدوهاى خشك بوستانى و جنگلى و ليف و جوز و قرص كمر ، نخ كشيده و هرچه آويختنى بود پيرايه ميبستند و پيشخوانى دراز جلو دهانه دكان كه داخل را از خارج مجزا مينمود و روى آن را ترازو و طشتك سنگ و ( ترازو مثقال ) « 7 » و سرطاس و چركه و لوازم ضرورى و طشتكهاى فلفل زردچوبه ، دارچين كوبيده و
هامش
( 7 ) . ترازوى دقيق زرگرى كه كمتر از ارزن را حكم مينمود .