طب و طبابت
الاغ الحكما !
از جمله سكنه سرشناس اين بازار ( حكيم طالقانى ) بود كه نسخهى بيماران را با استخاره مينوشت و اين همان طالقانى طبيب معالج وليعهد بود كه در عمارت ناهارخورى قصر گلستان ذكرش گذشت و ديگر ( علاء الحكما ) طبيبى از اهالى آذربايجان كه پس از مراجعت چند سالهاش از فرنگ طب قديم را با طب جديد مخلوط ساخته از آن چيزى شلمشورباى نه اين و نه آن درآورده نسخهى مختلط مينوشت . ترك بداخلاق متكبرى كه بعضى طبابتش را هم قبول نداشته ( الاغ الحكما ) يش ميگفتند و به اين لقب زيادتر شهرت يافته بود ، اما با همه كم اطلاعى و تندخوئى ، حق العلاجش را هم از همه گرانتر ، يعنى براى دفعهى اول ( دو قران ) و براى دفعات بعد يكقران معلوم كرده بود ، در حالى كه هنوز اطباى بهتر از آن از دهشاهى ، يكقران زيادتر نگرفته بعضىها را هم مجانى نگاه ميكردند .
از ديگر صفات ناپسندش اينكه حق العلاج خود را قبلا دريافت مينمود كه اگر بيمارى نداشته باشد خودش را معطل نكرده نسخه برايش ننويسد ، كه تنها همه ( باد و بنه ) « 1 » و ( اهنّ و تلبّ ) « 2 » ش از آن جهت بود كه تصديقى از فرانسه آورده قاب كرده ، رويهء مبلهاى اطاق انتظارش را سفيد كشيده بود و اسم چند حب و قرص فرنگى از بر نموده بود .
هامش
( 1 ) . فيس و افاده ، بنه در معنى زياده بر حاجت داشتن و اضافه بار .
( 2 ) . بوقلمون صفت بودن ، باد به خود و گلو انداختن و سنگين نگريستن .