تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
معلوم شده بود ، تا بعدها كه ( پرمنگنات ) و روده‌شوى آمده معالجه‌اش صور ديگر به خود گرفت . از جمله ماجراسازىهائى كه در عهد سيد ضياء ( محلل رضاشاه ! ) براى سرگرمى مردم صورت گرفت يكى هم تكليف به ترك و غدغن ترياك بود ، طبق عادت هر ابتداى اجراى قوانين با شدت و غلظت و توپ و تشر و سختگيرى تمام ، در برچيدن منقل‌ها از قهوه‌خانه‌ها و دكان‌ها و حبس و جريمه براى غير معتادين و براى معتادين تهيهء چند مكان به اسم دار العلاجى در نقاط مختلف شهر داير شد كه معتادين مراجعه و ترياك تعيين شده‌شان را كه بليط مانندى در حكم كپن بود دريافت و در همان محل كشيده خارج بشوند . كه يكى از آن اماكن خانه‌اى در خيابان مولوى مقابل باغ فردوس بود كه گشوده نشده بسته شده وضع به حال اول باز گرديد . قانون و تصويبنامه‌اى از قوانين كه طبق روال سنتى با حكومت‌ها آمده با رفتنشان فراموش ميشدند ، و اينها قياساتى بود كه ميان وضع و حال ترياكى و عرق‌خور گرفته شده بود : ترياكى هرچه زياد بكشد ميگويد كم ميكشم ، و عرقخور هرچه كم بخورد ميگويد زياد خورده‌ام . ترياكى از شنيدن نسبت خود به ترياكى بودن اظهار نفرت نموده فرار مىكند ، و عرقخور به آن افتخار مىكند . ترياكى لئيم و چشم تنگ مىشود ، عرقخور سخى و دست و دلباز مىشود . ترياكى مظلوم و نرم و متواضع و بزدل مىشود ، عرقخور جسور و شرير و شجاع مىشود . ترياكى سست و تنبل و كند مىشود ، عرقخور پرتحرك و تند و زرنگ مىشود . ترياكى لاغر و زرد مىشود ، عرقخور فربه و سرخ مىشود . ترياكى لاابالى و خونسرد و بىخيال مىشود ، عرقخور كارى و غيرتى و متعصب مىشود . ترياكى به سكته و مرگ مفاجا دچار نميشود ، عرقخور مىشود . ترياكى عمرش دراز مىشود ، عرقخور عمرش كوتاه مىشود . ترياكى پرموى و خوش سر و زلف مىشود ، عرقخور بىموى و طاس و كچل مىشود .