معلوم شده بود ، تا بعدها كه ( پرمنگنات ) و رودهشوى آمده معالجهاش صور ديگر به خود گرفت .
از جمله ماجراسازىهائى كه در عهد سيد ضياء ( محلل رضاشاه ! ) براى سرگرمى مردم صورت گرفت يكى هم تكليف به ترك و غدغن ترياك بود ، طبق عادت هر ابتداى اجراى قوانين با شدت و غلظت و توپ و تشر و سختگيرى تمام ، در برچيدن منقلها از قهوهخانهها و دكانها و حبس و جريمه براى غير معتادين و براى معتادين تهيهء چند مكان به اسم دار العلاجى در نقاط مختلف شهر داير شد كه معتادين مراجعه و ترياك تعيين شدهشان را كه بليط مانندى در حكم كپن بود دريافت و در همان محل كشيده خارج بشوند . كه يكى از آن اماكن خانهاى در خيابان مولوى مقابل باغ فردوس بود كه گشوده نشده بسته شده وضع به حال اول باز گرديد . قانون و تصويبنامهاى از قوانين كه طبق روال سنتى با حكومتها آمده با رفتنشان فراموش ميشدند ، و اينها قياساتى بود كه ميان وضع و حال ترياكى و عرقخور گرفته شده بود :
ترياكى هرچه زياد بكشد ميگويد كم ميكشم ، و عرقخور هرچه كم بخورد ميگويد زياد خوردهام .
ترياكى از شنيدن نسبت خود به ترياكى بودن اظهار نفرت نموده فرار مىكند ، و عرقخور به آن افتخار مىكند .
ترياكى لئيم و چشم تنگ مىشود ، عرقخور سخى و دست و دلباز مىشود .
ترياكى مظلوم و نرم و متواضع و بزدل مىشود ، عرقخور جسور و شرير و شجاع مىشود .
ترياكى سست و تنبل و كند مىشود ، عرقخور پرتحرك و تند و زرنگ مىشود .
ترياكى لاغر و زرد مىشود ، عرقخور فربه و سرخ مىشود .
ترياكى لاابالى و خونسرد و بىخيال مىشود ، عرقخور كارى و غيرتى و متعصب مىشود .
ترياكى به سكته و مرگ مفاجا دچار نميشود ، عرقخور مىشود .
ترياكى عمرش دراز مىشود ، عرقخور عمرش كوتاه مىشود .
ترياكى پرموى و خوش سر و زلف مىشود ، عرقخور بىموى و طاس و كچل مىشود .
طهران قديم ( فارسى ) — صفحة 263
مساهمون: جعفر شهرى باف
ص٢٦٣