ترياكى دچار بيمارى قند و خون و جنون نميشود ، عرقخور مىشود .
ترياكى مويش دير سفيد مىشود ، عرقخور مويش زود سفيد مىشود .
ترياكى منزوى و بىحال و بىخيال مىشود ، عرقخور پرجوش و اجتماعى و فعال مىشود .
ترياكى افتاده و صبور و بردبار مىشود عرقخور شتابزده و ناصبور مىشود .
ترياكى حرف مىزند ، عرقخور عمل مىكند .
كسبهء بازار عباسآباد
بازار عباسآباد دنبالهء بازار بزازها و بازار امامزاده زيد و بازار امير بود و از سه راه بازار خياطها شروع شده ، به بازارچهء حاج قاسم ميرسيد ، بازارى از خلوتترين سرپوشيدههاى داد و ستد ، كه كسبهء مهم آن را دو سه سمسار كممايه و چند فرشفروش كمبضاعت تشكيل ميدادند و بقيه دكاكينش در اختيار مشتى خرده كاسب متفرقه ، مانند كفاش و قناد و نانوا و صابونفروش و بقال و سلمانى بود كه خرج معاش خود به زحمت تحصيل ميكردند ، از آن جمله بود حبيب سلمانى سابق الذكر ( ابراهيم شلى ) دستهء مطربها كه از فرط كسادى كسر خرج را از آن راه تحصيل مينمود .