قهر و شكنجه و پاپوش و مصادره و امثال آن در ساختن آن به كار نيامده مخارج آن تنها از طريق نخورى و سختگيرى بخور و پسانداز حقوق ماهى ده دوازده قران تأمين شده بود و شايد هم خدا داناست از ميراث پدران و اجداد طاهرينش كه با يك پاچارق و يك پا گيوه از ولايت به اين شهر آمده ، از گرسنگى چاشت از خواب پا ميشده ، تاپاله گاو را نان طرشتى و اخ و تف را شاهى سفيد « 68 » ميديدهاند به او رسيده بوده است !
خصوصيات حاجب الدوله
داراى خلق و خوئى خشن با عدم اندك رحم و مروت و رقت و گذشت ، همراه لئامت و حرص و طمعى ذاتى . حريص در جمع مال و ملك و طلا و مستغلات . قوى در گرفتن و ضعيف در بخشش و خرج شغلش رياست فراشخانه يعنى رئيس قوه قهريه از قبيل جلب و توقيف و محاكمه و زندان تا اعدام . از ابتكاراتش دستگيرى ثروتمندان به اتهام تشكيل فراموشخانه و توزيع شبنامه بر عليه دستگاه حكومت و مصادره و غارت اموال ايشان و دريافتىهاى كلان جهت رفع اتهام . تعويض متهمين گناهكار و اعدامىها با بيگناهان و كشتن هركس حتى امير كبير در مقابل پول ، كه خرج بناى تيمچهء مذكور گوشهاى از جوايز كشتن اميركبيرش بوده .
و از كلياتش اين نمونه كه وقتى بيمار شده طبيب ببالينش مىبرند و پيشخدمتهايش جلو طبيب را در مرخص شدنش گرفته طلب انعام ميكنند و هرچه ميگويد چيزى از آقايشان نگرفته كه به آنها بدهد بخرجشان نميرود تا كار به خود وى ميرسد و وقتى از جريان واقف مىشود رو به طبيب نموده با زبان محلى خود ميگويد : ( عيبى يخودى . بيز كه سنن بىشىآلماديم ، اقلا نوكريم كىور ازويى راحت إله ) يعنى عيب ندارد ، ما كه چيزى از تو نگرفتيم لااقل مال نوكرها را بده برو خودت را راحت بكن ! معلوم ميشده كه از طبيبى هم كه براى معالجهاش ميآمده بايد چيزى ميگرفته ، اكنون بايد ديد چنين وجودى با ديگران چگونه رفتار ميكرده است و امثال آن چنان تيمچهها را از چه ممرها بدست ميآوردهاند ؟ !
هامش
( 68 ) . سكهى نقرهاى به ارزش سه شاهى ، و ضمنا شكلش كه نازك بود در متلك به لئام ، چنانچه آمد و چشمشان بدنبال پول بود ، حتى اخ و تف روى زمين كه بجاى آن ديده بشود !