بهر جهت از سه راه بازار خياطها تا سه راه دالان امين الملك صندوقسازها دكان داشتند بازارى پررونق كه هر كس و هر خانهدار را به آن بازار سروكار ميافتاد . امتعه و صنايع آنها در مرتبه اول صندوق بود كه آن را در مصالح و قد و اندازه و قيمتهاى مختلف ساخته جلو و عقب دكان دسته ميكردند . اين صندوقها بجاى كمد لباس و چمدان البسه بود كه در هر خانه يك تا چند تاى آن زينتبخش اطاقها و جزء لوازم هر صندوقخانه ميآمد و قبل از هر چيز براى هر دختر آماده به شوهر صندوق پر يا خالى او بود كه بايد جزو جهاز داشته باشد .
اينكه مسگرها و نقرهفروشها در جنب اين بازار و بزازها و زرگر در جهت ديگر و كفاشها و دوختهفروشها و ماهوتفروشها در جبههى ديگر و خرازىفروشها و بلورفروشها در جوار آن سكنا گزيده بودند از آن جانب بود كه در هر خريد مخصوصا جهازگيرى اول صندوق و مجرى آن بود كه بايد از اين بازار خريدارى نمايند ، تا به بقيه آن كه كفش و پارچه و اسباب بزك و ظرف و مس و نقره و طلا و چينى و امثال آن باشد برسد و آن يا آنها را پر كرده بكول حمال بگذارند .
صندوق ، جعبهاى بود از چوب و تخته به شكل مكعب مستطيل در ابعاد يك ذرع و كمتر و بيشتر در نيم ذرع و عمق چهار وجب با پايههاى چهار انگشتى و رويهاى از تيماج « 32 » يا ميشن به رنگهاى سرخ يا جگرى كه با قلممو و رنگ سياه نقشبندى شده براى زينت از آهن و حلبى بريده اطراف و دور در آن پيرايه شده با قيمتهاى مناسب به مبلغ چهار تا پنج قران به فروش ميرسيد و چنانچه جهت اسناد و اوراق بهادار و براى صندوقخانههاى اعيان و اشراف بود رويهء آن يكسره ورقهء آهن شده تسمههاى مشبك كلفت در آن به كار ميرفت با اسكلتى از تختههاى ضخيم و جفت و بستهاى محكم و سه جفتهاش تا يكى پانزده قران فروخته ميشد و هر آينه براى عروس و جهاز بود روى آن را مخمل سبز يا سرخ يا آلبالوئى كشيده تسمهكوبىهاى زيباتر كه روى آن را اكليل نقرهاى يا طلائى ميكردند نموده از حلبىهاى بريده بر آن ماه و ستاره ميانداختند . اولين خريدى بود كه جهت جهازگيرى براى
هامش
ظروف مس بود كه به اسم خوابنما كه امامزاده گفت هر كس آنجا ميآيد مس بياورد از مردم ميخواستند ، از آنجهت كه در هر صورت هر زائر هرچه مستمند ، باديه بشقاب مسى را ميتوانست برده پيشكش نمايد .
( 32 ) . پوست دباغى كردهى بز .