پادشاهى كاوس شاه و داستان كشته شدن ديو سپيد بدست رستم و نجات كاوس شاه از بند ( گچبرى 1 و 2 قلعه شيخ )
هنگاميكه كاووس شاه به پادشاهى رسيد تعريفهاى زيادى از خوبيهاى مازندران شنيد و از آب و هواى آنجا و زيبائيهاى آن سرزمين و ديوانى كه آنجا را گرفته بودند و مردم آن سرزمين را آزار ميدادند به خوبى اطلاع پيدا كرد . ديوان رئيسى از ميان خود انتخاب كرده بودند كه سرزمين مازندران را اداره ميكرد اين رئيس همان ديو سپيد بود كه دستوراتش هميشه قابل اجرا بود . از ديوان و آزار آنها به مردم اين سرزمين و ناراحتيهائيكه براى ساكنين مازندران فراهم مينمودند كاووس شاه مطلع شد و سخت برآشفت و آهنگ رفتن به مازندران و كشتن ديو سپيد و نجات مردم آن سرزمين را كرد .
زال كه پهلوان ويژهء كاووس شاه بود او را بدرقه نمود و كاووس شاه از زال خداحافظى كرد و با سپاهى گران و تنى چند از دلاوران بسوى مازندران رفت . در اين سفر گودرز - طوس و گيو در ركاب شاه حضور داشتند . كاووس شاه به گيو فرمان داد تا هزار نفر از نخبههاى سپاه را انتخاب كرده و بمازندران برود و شهرهاى سر راه را غارت كند و ديوان را بكشد تا خود نيز بدنبال او با سپاهى