تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 735

مساهمون:

ص٧٣٥
افكار عمومى ملت - كه تازه بيدار شده بودند - خيلى گران آمد . در اين وقت ، اهالى شمال امريكا با انگلتره در حرب بودند . انگلتره از فرانسه امداد خواسته و لوئى قبول كرده اردو فرستاده بود . از اين‌رو ، نيز ماليهء فرانسه به هيچ اقدام مقتدر نبود . لوئى به فكر چاره افتاد ، از صرافان خيلى قرض كرد و اين قرض را حواله به صراف « نكر » كرد و اصلاح ماليه را به نكر حواله نموده ، نكر هم از تدابير توروغو بعضى را تعطيل و به طريق خود اكمال كرد . امور ماليه تا يك درجه رو به بهبودى نهاد ؛ بعضى كم و زيادىها را خواست به تصديق مجلس شورا برساند ، چون براى متعلقين سلطنت و صنوف ممتازه صرفه نداشت قبول نكردند و بر خلاف نكر همه قيام كردند ، و حال آن‌كه نقشهء نكر مخارج را در مقابل مداخل برابر مىكرد . اين نقشهء وى سبب خوشنودى ملت و اعتراض بر اهل « در خانه » شد ، « قرا » به خاطر اين مستبدين نكر را هم عزل نمود . « روسو » و « ولتر » و امثال ايشان - كه در نشريات خود مساوات و حريت را ستايش مىكردند - چون افكار نكر در آن ميزان بود [ و ] عزل نكر موجب رنجيدگى ملت شد و در جوانان كه در محاربه امريكا بودند و جمهوريت آنان را ديده مراجعت كرده بودند و حال بيچارگى و ضعف فرانسه را مشاهده كردند ، در بين اهالى شورش افكندند ، بعضى سخنان كه گوش فرانسوىها نشنيده بود نشر كردند . از اين طرف ، لوئى 16 ديد غير از تسليم چاره نيست باز نكر را مراجعت داده ، از عزل نكر تا نصب ثانويش هفت سال گذشته بود . تا آمدن نكر ، سه وزير ماليه تبديل كه يكى از ديگر بىلياقت‌تر بود . از اين‌ها « قالسون » در سه سال پانصد ميليون به قرض فرانسه علاوه كرد . مجلس پارلمنت به ماليات تازه راضى نشده لايحهء اساسى خواستند ، لوئى قبول كرد ؛ در خصوص انتخاب اعضا خيلى مباحثه و قيل و قال شد ، ولى در آخر هر صنف انتخاب گرديد و در سراى پادشاه - كه در « ورسال » [ ورساى ] بود - جمع شده نطق شاهانه قرائت شد ، نطق لوئى عينا همان نطق بود كه در پارلمنت ايران در بهارستان خوانده شده است . غرض ، بعد از چند مجلس برادر شاه در مجلس را بسته اعضا را پراكنده كرد . بعد به صوابديد « مونيه » - كه از مبعوثين بود - سخت تعهد نمودند كه تا به آرزوى خودشان نرسند ، يعنى اساس قانون اساسى را محكم نكنند ، از يك ديگر جدا نشوند ؛ چون آشكارا ديدند برادر و زن پادشاه [ و ] عمله سراى سلطنت تن به اين امر نخواهد داد ، براى دفع آنان مونيه به همهء ايشان سوگند به انجيل داده عهد محكم بستند . در 20 حزيران سال مزبور ، برادر پادشاه در آخر نطق « قرالى » صراحتا گفت : « حكم پادشاه است كه بايد در مجلس را بسته پراكنده شويد ! » اين نطق خيلى اثر بخشيد ، صنف ممتازه و روحانيون و اعيان از مجلس