تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 701

مساهمون:

ص٧٠١
خوش‌بشارتى ! اى ايرانيان و اى هموطنان ! از يمن همت اين پادشاه دل‌آگاه ابدان شما حيات تازه يافت و مردم ايران را برازندگى حاصل ، خورشيد اقبال شما درخشيدن گرفت و نام شما به نيكويى علم شد . برات نجات ملك و ملت را شاهنشاه رئوف شما امضا نموده ، جاى آن است كه عموم ثناخوان گرديم و هم‌آواز بسراييم :
چه مبارك سحرى بود و چه فرخنده شبى * آن شب قدر كه اين تازه براتم دادند من اگر كامروا گشتم و خوشدل ، چه عجب * مستحق بودم و اين‌ها به زكاتم دادند هاتف امروز به من مژدهء اين دولت داد * كه به بازار غمت صبر و ثباتم دادند
واقع ، اين عيد را از بزرگ‌ترين اعياد اسلاميان بايد دانست . زيرا آزادى بر قانون شريعت محمدى ( ص ) نسيا منسيا بود ، امروز دوباره به موقع اجرا گذارده شد . يعنى مساوات و امر به معروف و نهى از منكر - كه اس اساس شريعت است - از حكم ساقط مانده ظلم و ستم و تعددى و فسق و فجور رواج يافته رسم مؤاسات متروك و قانون عدل منسوخ شده بود ، كسانى كه قلبا تصديق از مسلمانى داشتند گوشه‌نشين و سر در زانوى غم و اندوه ، قرين انين و دم‌زدن نمىتوانستند در انتظار اين چنين روزى بودند ، به حمد الله به مراد رسيدند . درخت آزادى بارور گرديده امراض مهلك از وجود وطن رفع و رو به صحت و عافيت گذارده و عقدهء ملك و ملت [ را ] كه پنجهء استبداد بسته بود اعلىحضرت شهريارى با ناخن حكمت گشود ، ابدان مرده را حيات بخشود . از امروز به بعد ، هر كس مىتواند خود را مالك هستى خود بداند . از جان و مال و اهل و عيال و شرف خود ايمن باشد . اى نيك‌بخت ايرانيان پس ازين ، از تعدى داروغه و كدخدا و فراشان بىمروت ، آردل‌هاى بىرحمت و قاطرچيان بىحياى حق‌ناشناس خلاص گرديد و آنان هم در قيد قانون الهى درآمدند و بندهء فرمان گشتند و مانند شما مجبور به رعيتى مىباشند ، بار آنان از دوش شما برداشته شد ؛ و اى سربازان و مجاهدان - كه حفظ حوزهء اسلام موكول به جان‌بازى شماست - پس ازين ، بىشرف و پريشان نخواهيد بود و به فحواى آيهء وافى هدايهء
« فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ عَلَى الْقاعِدِينَ »
عزيز و محترم بوده ، ژنده‌پوش و محتاج حالى و مجبور از بيگارى جهت دهباشى و نايب نخواهيد [ شد ] يعنى پس از اين در نزد ملت ايران در اعداد آدم معدود خواهيد شد ، حق و وظيفه هر كس محدود و معنى خواهد گرديد ، مواجب مجاهدين بدون تخلف در سر هر ماه خواهد رسيد ؛ دست