قانون محكم را اجرا فرمود . بايد دانست كه حضرت پيغمبر ( ص ) - كه اول ما خلق الله و عقل كل و عالم به علم كان و مايكون بود و علمش محيط بود بر جميع نفع و ضرر - محتاج به مشاورهء به اضعف رعيت نبود . اين نمايش جهت دستور العمل رعيت بود كه با رعايت او رستگار شوند . اين بود كه هنگام شور اعتراض به عرايض هيچيك از خدام و عبيد خود نفرموده ، با كمال لطف سخنان او را اصغاء مىفرمود . اهل اسلام رفته رفته پنبهء غفلت در گوش و اين دستور العمل را فراموش ، بلكه پشت گوش انداخت ، يوما بعد يوم ، خوار و ذليل و منكوب و مخذول ديگران گرديدند .
5 . در 615 هجرى ، در هنگام ادوارد ، انگليسان سر از خواب غفلت برداشته و پارلمنت را ايجاد و از آن روز تا امروز آنافانا بر ثروت و شكوت آنان افزوده . با آنكه خاك انگليس پنج يك خاك ايران بيش نيست اينك مستملكات انگليس در آسيا و افريقا و اوستراليا و امريكا به قدرى وسعت يافته كه خارج از وهم و قياس است . جهانگيرى و نفوذ امر او حاجت به بيان نيست ، « داستانىست كه [ بر ] سر هر بازارى هست . »
6 . در سنهء 1867 ميلادى ، به حكم و ارادهء ايمپراتور با خرد و هوش ، يعنى ميكادو كه مىدانست ملك جز به داد آباد نگردد و ملت جز در آن سايه داراى ثروت و سامان نشود ، عدل و داد هم غير از تحت قانون مشروطيت كسب تعميم ننمايد ، قانون مشروطيت اجرا و بساط عدل گسترده آمد . سى و هفت سال قبل كه ادارهاش مانند ايران مستدبانه بود ، اهاليش بىعلم و معرفت و فقير و مفلوك از عالم بىخبر دولت ضعيف و زبون همسايگان بود . پس از وضع اصول مشروطيت ، به درجهء حالايى ارتقا جسته - كه همه مىدانند ، حاجت به شرح و بيان نيست - و تذهيب اخلاق به درجهاى رسيده كه شارع مقدس مسلمانان را به سوى [ آن ] خوانده - ترقى اين را احتياج به شرح و بيان نيست ، عمهء من هم مىداند .
7 . در سال 1324 [ ه ق . ] ، در ايران مظفر الدين شاه مجلس مشروطه را داد ، تاريخ « عدل مظفر » شد . بلى :
با سوز و گداز از دل پر درد مكدر * ده سال ازين پيش بدين چرخ مدور
گفتم كه كى اين ظلم به پايان برسانى * گفتا كه نويدت بدهد « عدل مظفر » ( 1324 )
ده سال پيش كه جلد اول سياحتنامه تأليف شد پيشبينى شده بود صدق اين مطلب را رجوع به صحيفهء 89 و 105 نمايند . جان به فداى عدل مظفر ، چه نيكو نويدى بود و