معاذ الله از سخن بد ! سعادت و شقاوت بنى نوع انسان فقط بسته به سخن اوست .
لاى نفى سبب شقاوت و الّاى شرط باعث سعادت - « الانسان مختوء تحت لسانه » . نيك گويى لبيب گويندت ، زشتگويى سفيه خواندت . پس سخن نيك را هر قدر گويى افراد نشمرند ، خصوصا جهت عوام خالى از رمز و كنايه و ابهام بگويى و بنويسى ، هر آينه از صد كلمه يكى حين ضرورت در خاطرش خطور نمايد ، بسى فوايد از آن مترتب گردد و بلكه كار فرمودن يك عمل نيك و اعراض از يك عمل بد موجب سعادت دارين مىشود . سخن مرغوب را هزار بار بشنوى افراط نمىشود ؛ سخن را تازه و كهن نباشد .
سخن ماند اندر جهان يادگار * سخن را نسازد كهن روزگار
( ايضا )
خويشتن را بشناسيد و از آموختن علم و ادب ننگ مداريد و عمر خود را ضايع به نادانى نسازيد . علم و ادب اگر دور هم باشد طلب كنيد . هيچ مال را بزرگتر از علم ندانيد و جهان فانى را [ بر ] جهان باقى ترجيح ندهيد . ناگفتنى را نگوييد ، ناجستنى را مجوييد !
( ايضا )
پند حكيمان را خوار مداريد و در كارها شتاب مكنيد و كار را به كاردان سپاريد و پيش و پس كارها را نگاه كنيد ، با خردمندان مشورت نماييد و سخن پيران دنياديده و كار آزموده را بزرگ شماريد !
حكمت
از خداوندان درد و بلا عبرت بگيريد و زيان به هنگام را بهتر از سود بىهنگام دانيد و با مردمان در هر چيز مدارا كنيد . تندى مكنيد و با دوست و دشمن آشتى كنيد . هرگز پاى از اندازه بيرون ننهيد . كارها را به اندازهء خود كنيد . چيزى كه به دست خود نهادهايد برمداريد و احسان را از كسى دريغ مداريد و دست و زبان خود را هميشه نگاه داريد و از كارهاى ناپسند دور باشيد و از همنشين بد پرهيز كنيد . اندر شورهزار تخم نكاريد . با مردم عوام مياميزيد و از نوكيسه وام نگيريد و از بداخلاق دختر نخواهيد و با مردم بىمايه منشينيد ، با غلامان مياميزيد . هر كس از خدا نترسد از او بترسيد . مال را فداى جان و شرف كنيد . مست و ديوانه را پند ندهيد . پند را عزيز داريد . از ناكسان چشم اميد بربنديد