به آزار غماز همت گمار * كه رنجش بود طاعت كردگار !
ضروب الامثال
هر كه زر دارد زور دارد . گربه در خواب دنبه بيند . مار به هر جا كج رود ، به خانهء خود راست . چوب نرم را مور زود مىخورد . شمشير كه صيقل نزنند زنگ زند . پيش آفتاب چراغ فروغ ندارد . فرياد سگ سائل را از سؤال باز ندارد . عصمت بىبى از بىچادرى است . اگر خلق را بفريبى به خدا چه گويى ؟ دست شكسته و بال گردن است . حركت از تو ، بركت از خدا . جان كندن موش گربه را ذوق و تماشاست . مور در خانهء خود حكم سليمان دارد . در خانهء مور شبنمى طوفان است . در خانه اگر كس است يك حرف بس است !
ايضا پند
پيش سلطان خشمناك مرو * در دم پنجهء هلاك مرو !
موج درياست قربت سلطان * خشم ايشان بلاى ناگاهان
شاه را بىنفاق طاعت كن * به قبولى از آن قناعت كن
جهد كن تا به ناكس اوباش * نكنى سر مملكت را فاش !
باد سر خاكسار خواهد بود * باده خور خاكخوار خواهد بود
در هنر بس پدر كه داد دهد * پسر از مستيش به باد دهد
هوشيار تو [ يت ] به ز بيهوشى * هوشدارى چو باده كم نوشى !
شيخ مىفرمايد
چو دست از همه حيلتى درگسست * حلال است بردن به شمشير دست
نصيحت از دشمن پذيرفتن خطاست ، و ليكن شنيدن رواست كه به عكس آن كار كنى .
حذر كن ز آنچه دشمن گويد آن كن * كه بر زانو زنى دست تغابن
از بدان نيكويى نياموزى * نكند گرگ پوستيندوزى
از دزدان و راهزنان عطا ببريد و از همسايهء بد پرهيز كنيد و بىرفيق به سفر نرويد و با بد اصل همسفر مشويد . به راست و دروغ سوگند مخوريد . در هر كارى ياد از خدا كنيد .
تا خود را از عيوبات پاك نسازيد به عيب ديگران نپردازيد .