تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
مليان قرض هم بالا آورديد . از براى دو روزهء جلال خود پارك ساختيد و براى پارك‌هاى خود مبل خريديد ، ملت را سر و پا برهنه گذاشتيد و سرباز را به قوت يوميه محتاج كرديد . ديگر بس است ! خيال كنيد . انصاف نماييد . مرحمت فرماييد ! اى نايبان حضرت حجة الله ! نه اين‌كه خدا و رسول و ائمه ما را تا ظهور قائم آل محمد - عجل الله فرجه - به شما سپرده‌اند ؟ چرا لب بسته و انزوا گزيده خاموش نشسته‌ايد ؟ مگر امت محمدى ( ص ) را در زير طوق شما نگذاشته‌اند ، ما شما را واجب الاطاعه نمىدانيم ؟ اگر شما حكم فرماييد كه مثلا معقوده به جهت فلان خلاف كه از تو صادر شده به تو حرام است ، فى الفور عشق‌ورزى او را بر خود حرام نمىدانيم ؟ با اين اطاعت ما ، به چه سبب امر به معروف نمىفرماييد ؟ و حال آن‌كه مىبينيد و از كسان موثق مىشنويد كه از اين ظالمان بىرحم به امت مرحومه چه مىرسد . هزاران خون به ناحق ريخته مىشود . ثغور ممالك را اعدا متصرف مىشوند . فقرا و مساكين را بىخانمان و مسكن مىگذارند . از اسلام جز اسمى باقى نيست . تمام حلال خدا حرام و حرام حلال گشته . در خانه كدام رييس به جاى آب شراب مصرف نمىشود ؟ گوشت خنزير خورده نمىشود ؟ كدام يك نماز مىخوانند ، روزه مىگيرند ، پيشخدمتان امرد نگاه نمىدارند ؟ دفع اين ظلام و فساق مگر واجب نيست ؟ و يا از شما سؤال نخواهد نمود ؟ خيلى روده درازى نكنم ، به سر مطلب روم . سرمايهء تاريخ عيب‌پوشى نيست . فكر نماييد !

ترجمهء حال مؤلف

مخفى نماند ، اين قاعدهء كليه است كه در ديباچهء هر كتاب ، مختصر ترجمهء حال مؤلف و اصل و نسب آن و سبب تأليف كتاب نوشته مىشود . چنانچه بر قارئين محترم پوشيده نيست از طبع جلد اول اين سياحتنامه - تاكنون كه دوازده سال است - به اين قاعده مراعات نشده و اسم و رسم مؤلف آن ظاهر نگرديده و اين نكته سبب بسى سوءظن‌ها گشته ؛ غير از معدودى از آشنايان و همگنان ، در شبهه بوده و هستند و بعضى را گمان بر كسانى است كه بسى از اين عالم دور و از حب وطن فرسنگ‌ها مهجورند ، و آنان هم با كنايه و رمز تصديق ظن ايشان نموده نسبت تأليف بر خود مىدادند . از جانب ميرزا على اصغر خان ، صدر اعظم سابق ، در اتهام تأليف اين كتاب به اخذ و گرفتارى چند نفر حكم صادر شد . در دست هر كس كتاب ابراهيم بيگ را مىديدند ، به اخذ جريمه زحمت و خسارات مىدادند . همواره دل نگارنده در پيچ و تاب و عذاب بود كه چرا بندگان خدا به سبب من آزار بينند و خسارات كشند و در كارى كه مرا به جز
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 538 | حاجى زين العابدين مراغه اى / م . ع . سپانلو