بلكه همگى ايقان حاصل نموده بودند بر اينكه در دنيا اول خزينهاى است كه بدون ديون خارجى و داخلى مملو و معمور است .
بعد از واقعهء هايلهء خاقان شهيد ، از عدم تدبير برخى از وكلاى بىغيرت و تمييز ، پرده از اين كار برافتاد و اسم بىمسما بودن خزينهء ايران ظاهر گرديد ، معلوم شد از كلمهء خزانه حرف اولش را كه ( خ ) باشد به جا گذاردهاند - العهدة على الراوى . آنچه بود و نبود ، تا ورود وارث تاج و تخت به مركز سلطنت عظمى ، رندان عراقى به تاراج بردند - « چو تركان خوان يغما را » - و در خزينهء يك صد و هفت سالهء قاجاريه يك صد و هفت اشرفى فتحعلى شاهى و يا محمد شاهى و ناصر الدين شاهى به جاى نگذارده بودند . علاوه بر آن ، مبالغى قروض وانمود كردند ، هر چند از چگونگى كما هو حقه آگاهى نداريم و به حدس و گمان سخن مىرانيم و حكم قطعى نمىتوانيم كرد كه در خزانه چيزى موجود بود يا نبود ؛ ولى پس از مصالحهء روس فرمانى كه فتح على شاه مغفور به نايب السلطنه مرحوم با خط جنت مكان قايممقام صادر فرموده ، خطاب به ولايتعهد مىفرمايند : « اگر آن فرزند را رسيدگى سال بيش خزانهء عامره ذخيرهء خاطر است كه هشتاد كرور موجودى خزانه بود ، نبايد مصرف لشكركشى و غيره را هم از نظر دور بداريد ! »
و در اينكه در عصر خاقان شهيد هم همه ساله وجهى به خزانه داخل مىشد حرفى نيست . در كم و زيادش سخن نمىرانم ، ولى با قبضيت خاقان شهيد چگونه خرد نكتهسنج مىتواند باور نمايد كه در خزينه هيچ نبود ؟ و از طرف ديگر ، خود امين السلطان و متعلقان آن ، از برادر و برادرزاده و خواهرزاده و عموزاده و كسان صدارت پناهى و حاجى عموى شريك سرقتهاى ايشان ، يعنى حاجى محمد حسن امين الضرب اصفهانى - كه با اسم و رسم همه را مىشناسيد و دارايى آنان را تا يك درجه مىدانيد - كه هر يكشان اينك صاحب مليونها از نقد و جنس و املاك و جواهرات كه بيش از نقدينهء يك خزانه و همه در نظر است مىباشند ، اين مبلغ هنگفت را بعد از سى سال با آن مخارجهاى بىمعنى و اسرافهاى لاطايل هنوز موجود دارند ؛ ولى در خزانهء دولت هيچ نباشد ، عقل هر خردمند در كشف اين معما متحير است .
ملحد گرسنه و خانه خالى و طعام * عقل باور نكند كز رمضان انديشد
مناسب است اين مثل غير مناسب را جهت عبرت به عرض هيئت اجتماعيه برسانيم :
مشهور است قماربازان كه در يك جا گرد مىآيند و مشغول قمار مىشوند بعد از دو سه روز ، يعنى انجام كار ، هست و نيست عموم در « كيسه كوزهء مدّخر » گرد مىگردد ،