تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
علاوه بر آن ، تزيينات آنان نيز ، از انگشتر و ساعت و غيره ، همه به باد قمار رفته بالأخره صبحى با ديدگان خواب‌آلود و رنگ پژمرده با نهايت كسالت از قمارخانه خارج مىشوند . مانند دولت و هيئت اجتماعيه ما كه همه چيز را باخته‌ايم و اين كوزه‌داران همه را ربوده‌اند ؛ اما در قمارخانه بين قماربازان يك قرار نيك هم هست كه هر كس برده كم يا بيش ، مرحمتا ، چيزى به كسانى كه باخته‌اند اكرام مىنمايد و به خدام مانند پيشخدمت ، دربان ، غليان‌فروش ، چاىفروش انعام مىدهد . انصاف اين گروه كج‌انديش و وجدان آنان را ، در اين همه برد و باخت ، راغب بدان نكرد كه ترحما ، از براى تربيت و تعليم ايتام ملت . دو سه مكتب ، از براى غربا و مساكين دو باب بيمارخانه درست نمايند ، و يا يك راه صعب المرور را هموار ، و يا در روى يك رودخانه پلى استوار كنند ؛ مسجد و مدرسه‌اى مانند مرحوم خلد آشيان حاجى ميرزا محمد حسين خان سپه سالار بنا نمايند ؛ اين‌قدر غيرت ننمودند كه اقلا دو سنگ روى هم گذارده در مقابل چشم ملت از خود يك مختصر يادگارى به پا نمايند ؛ و يا آن‌كه به مطبوعات و معارف ملت خدمتى كرده باشند ؛ سهل است ، ديگران را نيز مانع آمدند و در احدى جرئت باقى نگذاردند كه دم از مطبوعات و معارف زند . نمىدانم اين ملت خوش‌غيرت در تشييع جنازهء اين‌گونه اشخاص با چه حالت حاضر خواهند شد ؟ بر سر زنان كه « اين نامردان ما را به خاك سياه نشانده » و يا پاىكوبان كه « به حمد الله شرشان از سر هيئت اجتماعيه دفع شد ! »
ياد دارى كه وقت آمدنت * همه خندان بدند تو گريان ؟ آنچنان زى كه وقت رفتن تو * همه گريان شوند تو خندان !
مسلم است كه ملت غيور ايران ، به خلاف مفاد اين شعر ، شما را تشييع خواهند نمود و همگى شاد و خندان خواهند بود ؛ بدا به حال شما كه گريان خواهيد رفت ! مسلم است عدالت خسرو عادل ، اين طبيعت شوم و وضع مذموم شما و خرابى ايران را اصلاح خواهد نمود . آن‌وقت هنگام تنبيه تذكرهء هيئت اجتماعيه خواهد رسيد و خواهند دانست كه اين گروه تا چه پايه مردمان ظالم و بىانصاف بىمروتى بوده‌اند و چه‌قدر از عدم محبت ، آنان به وطن مقدس ستم وارد آوردند ؛ در عصرى كه نور معرفت عالم را منور نموده ايرانيان را در ظلمت‌كده گذارده‌اند . ملل ديگر براى هر صد خانه يك مكتب بنياد نموده ، ما در صد هزار خانه يك مكتب منتظم نداريم . در تمام شهر اگر بشمارند به شمارهء هر پانصد نفر يك روزنامه موجود است . ما در بيست ميليون نفوس يك روزنامهء آزاد صحيح - كه بتوان استفاده از آن نمود - نداريم . امروز در روى كرهء [ زمين ] همهء