كوشيد و مظنون است كه بدعتهاى مضار ايجاد نمايند . در هنگام استعمال ترياق ، سم مهلك به كار برند و در گاه جنگ آشتى نمايند و هنگام بزم تمهيد رزم كنند .
پس ، به قانون شرع و طبيعت چون هيئت مجموعهء انسان بايستى كه به طور تعاون و تناصر كفايت حوائج خويش كنند ، به همان طريق ادارهء امور سلطنت نيز محتاج به هيئت كاردان و باكفايت است كه براى تدبير و ترتيب امور ملكى و مهام دولتى عقل گرد آرند و انبازى كنند ، تا توانند در تحت رياست شخص پادشاه به عنوان مشروعيت با آزادى و اتفاق آرا حلال مشكلات امور جمهور گردند ؛ زيرا كه آراء جماعت از خطا و خلل دور و از فنا و انقراض مصون و محفوظ است ؛ چه ، يك تن اگر از ميان رود آنچه از ذكاوت و دانايى دارد با خود برد ، ولى جماعت هيچ وقت فنا نپذيرد .
« يكى مىرود ديگر آيد به جايش »
اين تصورات حكيمانهء ميكادو ، نتيجه چنين بخشيد كه يك مرتبه حجاب كبر و جلال بينداخت و برقع از جمال برداشت . با صورت خندان و دل شادان بار عام در داد و امرا و بزرگان كشور و لشكر همه را به مجلس خود خواند ، به رعايا و جميع طبقات التفات فرمود . عموم را انگشت حيرت به دندان گذارد ، زيرا كسى را تصور اين نبود كه ممكن باشد جمال خداوند خويش را بىپرده ملاحظه كند . بعضى را خواب و برخى را خيال ، ديگرى را يقين ، آن يكى را شبهه مجسم بود ؛ چه ، ابدا تصور اين معنى را نمىكردند ، كه پادشاه والاجاه خود را بىپرده و نقاب بر آنان بنمايد و اين ملت سيه روزگار را با پرتو نور آزادى منور سازد و همگان را به پيشگاه سرير سلطنت بخواند و ملك و ملت ايشان را به سعادت ابدى برساند ؛ حريت و استقلال در مملكت و آراى رعيت مرحمت فرموده ، از فيض شركت در امور برخوردار گرداند ؛ به فريضهء مشروعهء خود ، كه فقط حفظ وطن و ابناى وطن از دستاندازى بيگانه است ، با همت شاهانه و حميت ملوكانه اقدام ورزد و دريغ ندارد در راه استقلال هيئت اجتماعيه تا آخرين قطرهء خون خويش نثار نمايد . زهى سرى كه در اين راه چوگان سعادت گشته ، خهى خونى كه در اين كار مقدس بريزد ! پادشاه جوانبخت ژاپون ، موتسو مويتو ، رعايا و امراى خويش را همينكه از شمول اين عاطفت در حال فرح و نشاط ديد و دانست كه از نشئهء كدام بادهء فرحبخش سرخوش گشتهاند ، لب به موعظهء حسنه و نصايح سودمند گشاده ، همگى را به عدالت و محبت و اتفاق - كه اس اساس سلطنت و دولت و بقاى رعيت و ملت است - اندرز نمود و احسان خود را دربارهء عموم و احساس عموم را دربارهء همديگر توصيه فرمود و خاطرنشان نمود كه فناى دولت و ملت در دست