تباهى پذيرد . در تمامى شهرها و قصبات و سرحدات وطن گرامى ، در بالاى عمارتهاى دولتى ، بيرق عدالت افراشته شده در يك طرف آن علامت شير و خورشيد و تاج كيانى و در طرف ديگرش آيهء مباركهء « فتح » در نهايت افتخار به تموج و اهتزاز آيد ؛ و در ميان شهرها ، نيز محاكم عدالت در عمارتهاى بسيار باشكوه به روى عموم سكنه به طور مساوات بازگردد ؛ غنى و فقير و اسير و امير در نظر حكام عدالت يكى باشند . حقوق بندگان خدا از تعدى و تجاوز زبردستان مصون بماند ؛ قضات محاكم عدالت هميشه فرمايش مولى الموالى ، حضرت امير المؤمنين على بن ابيطالب - صلوات الله و سلامه عليه - را در نظر داشته در محكمهها رهبر احكام خودشان اتخاذ نمايند ؛ چنانكه آن حضرت خطاب به جمع كثيرى از امت حضرت ختمى - مرتبت صلوات الله و سلامه عليه و آله - فرمودند كه : « من فرزندان خود حسن و حسين را از شما برتر نمىگيرم و اختيار نمىكنم ايشان را ، نه بر شما و نه بر عبد حبشى بينى بريده . » اين است رفتار پيشوايان ما با زيردستان . حالا ملاحظه فرماييد كه در اواخر « عصر 13 » نياكان ما از جور اين حكام ستمكار و از درازدستى داروغه و فراشباشى و فراش و تبعه و لحقهء آن اشرار چهها كشيدهاند ! به يك اشارت بيهوشانهء يك نفر سباع فطرت ، مال و جانشان معرض تلف و هدر بوده است و از صدمات تاخت و تاز دشمنان قوىپنجهء ملك و ملت چه رنجها بردهاند ! اكنون [ بايد ] روزى صدبار بر وضع زندگانى خودشان شكر كنند و به عمر و دولت پادشاه دادگر ايران زمين - كه دولتش پاينده باد ! - دعاگو باشند و بر گذشتگان رحمت فرستند ؛ چنانكه ما امروز در تاريخ ايام پيشين نگريسته مىبينيم كه از خونريزىهاى آل چنگيز و خرابىهاى آن قوم وحشى بىتميز ، كه در حق وطن و نياكان محترم ما روا داشتند ، تا چه پايه متأثر مىشويم . البته اخلاف ما نيز تاريخ زمان حيات ما را خواهند ديد ، پس بايد طورى حركت كنيم كه از خودمان مصيبتنامهاى براى ايشان ميراث نگذاريم . تفاوت آن زمان با امروز خيلى است . حالا وضع زمانه بيش از آنچه به تصور آيد تغير يافته است . آن وقت ، تمامى روى زمين نسبت به امروز وحشتآباد بوده هر طايفه و قومى در داخل و خارج به جز از جنگ و جدال و ريختن خون يكديگر كارى نداشتند . در بسيط زمين آثار ترقى و تمدن نمايان نبود ، لهذا نياكان ما معذور بودند كه نتوانستند سدى در مقابل آن سيل بنيانكن بسازند . ولى امروز آفتاب مدنيت از سمت مغربزمين تابيده روشنايى آن همهجا را فراگرفته است ، هر طايفهاى مىتواند از تابش آن فيضى ببرد . لهذا عذر ما را اخلاف به [ هيچ ] وجهى نخواهند پذيرفت .
انصاف بايد كرد . امروز به غير از ايران هيچ ملكى نيست كه يك نفر تاجر معتبر هدف
سياحت نامه ابراهيم بيگ ( فارسى ) — صفحة 256
مساهمون: حاجى زين العابدين مراغه اى
ص٢٥٦