خاتمه
سپاس خداوند بخشندهء مهربان را كه به طبع اين سياحتنامه من بنده را توفيق عطا فرمود و موفق شدم بر اينكه نام نامى اين سياح محترم بلاكش را - كه در راه حب وطن زحمات و خسارتهاى فوق العاده بر خود هموار نموده است - در صفحهء گيتى به يادگار بگذارم .
چنانكه در مقدمه عرض شد ، مقصود از طبع و نشر اين سياحتنامه كه مستلزم بسى زحمت و خيلى مخارج است جلب منفعت شخصى نيست . بلكه در عقيدهء خود ، اين معنى را نوعى از آيين وطنپرستى و ملتدوستى و دولتخواهى دانسته زحمات و مخارج آن را به طيب خاطر در عهده گرفتم تا مطالعهكنندگان محترم از روى انصاف به مندرجات آن نگريسته براى رفع معايب و اكمال نقايص وطن همت فرمايند كه بلكه از ميامن اتفاق و همت بلند ايشان به تدريج مفاسد صلاح پذيرد . از اين وضع پريشان بالمره مأيوس نبايد شد ، چه كه هيچ سختى را در مقابل سعى و عمل ملتى پايدارى نتواند شد . چنانكه فرمودهاند : « همت الرجال تقلع الجبال . » بايد براى اصلاح كارها متفقانه جنبش كرد تا بر شدايد غلبه نمود .
اميدوارم كه بزرگان ملت اين خوارى و مذلت را بر خود و ابناى ملت نمىپسنديدند ، از گذشتهها عبرت گرفته براى آيندهء وطن تدابيرى كه موجب رفع ناملايمات و مستلزم آسايش عمومى باشد به كار مىبردند ، تا وطن عزيز ما نيز از اشعهء تمدن حقيقى - كه درخور آيين پاك اسلاميت و انسانيت باشد - روشنايى گيرد و سحاب مظلم جهالت و كسالت به وزيدن نسايم علم و هنر و عدل و مساوات متفرق گشته افق مملكت ما نيز - كه بهترين نقاط روى زمين است - از دود و غبار بيداد و ستم صافى گيرد و آثار جور و فتن