قايل و به تقسيم ربع مسكون پرداخته بعضى از ماچين را داخل اقليم اول و برخى را در اقليم ثانى و چين را به اقليم ثالث و خطا را به اقليم خامس منسوب ساخته و از اين قرار بايد ماچين جائى باشد وراء خطا و چين در نهايت بزرگى و معمورى و آبادانى و شهرت اين شهر به ماچين جهت آنست كه مترددين مردم ايران به قرينه و قياس اينكه چون اين مكان در سمت چين واقع است آن را ماچين و به اعتبار اينكه مدار تردد و تمشيت امور آن حدود به ناو و به سنبوك است به شهر ناو ناميدهاند نهايت سكنه آن ديار به زبان خود آن ولايت را ايوديا « 1 » يعنى « شهر بزرگ » ميخوانند « 2 » و فرنگيان و ارباب شناخت كه پى به آنجا بردهاند در كتب خود شهر سيام نوشتهاند و ممكنست به تكلف و توجيه و جمع بين الاقوال چنان شود كه اين شهرى باشد از جمله ولايت ماچين جهت اينكه به يك طرف متصل به پيگو كه انتهاء آن ملك متصل به چين است و حال هر قدرى را پادشاه عليحده تصرف كرده باشد و اللّه اعلم به تحقيقه . بر هر تقدير :
لمولفه
ز گلزارش گل عشقى نچيدم * ز خوبانش لبى ماچين نديدم
همين نامى ز ماچين بود مانده * جهانى را صلاى خويش خوانده
توضيع احوال سكنهء آن ولايت :
مردم ايرانى و فرنگ ايشان را سيام ميخوانند و خود ، خود را از نسل تائى ميدانند كه به اعتقاد ايشان يكى از اهرمنان و جنيان است منسوب ميسازند « 3 » و اباطيل و مزخرفات در باب نسب خود نقل
هامش
( 1 ) - در نسخه خطى « اجوديا » نوشته شده كه به « ايوديا »( Ayudhya )تصحيح گرديد . ( ر ك به تعليقات شماره 31 ) .
( 2 ) - تاشارد مىنويسد كه مردم سيام پايتخت كشور خود را« Crung Si Ayuthaya »مىنامند . و« Crung si »بمعنى« Ville excellente »مىباشد . ( كتاب ياد شده . فصل 4 ص 177 ) جمله تاشارد بايد به« Krung Sri Ayudhya »تصحيح گردد .
( 3 ) - ر ك به تعليقات شماره 48 .