تحفه ثالث
چون خلاصهء احوالات واقعه بانجام و اتمام رسيد اگر بشرح بعضى از حقايق احوال آنجا پردازد [ مفيد ] ميتواند بود .
وجه تسميهء شهر ناو
بر سالكان مسالك طريقت مخفى نماند كه چنانچه بر السنهء مترددين مذكور است اين ولايت را موسوم به ماچين « 1 » ميدانند و هرچند باستقراء تحقيق اين معنى نمود مشخص نگرديد كه همين ولايت ماچين باشد يا نه جهت آنكه بعضى از ارباب سير در فن مسالك [ و ] ممالك كتب خويش چنان ايراد كردهاند كه از چين ابن يافث ابن نوح پسرى فرخنده اختر بظهور رسيد او را ماچين نام نهاد و بنابر ازدياد عشاير و ارقاب از پدر مرخص شده در حوالى چين شهرى بنا كرد و بنام خود موسوم ساخت و ماچين را ولايت بزرگ قريب به چين نشان دادهاند و صاحب نفايس الفنون چنان ايراد كرده كه وراى جزيرهء لامرى در بند نياس از اعمال جاوه « 2 » كه واقع است و عود نيك از آنجا خيزد و درين ولايت جنگل و كوه است موسوم به بناء « 3 » ممكن است كه اين شهر ناو از جملهء آن بندر باشد و شهر خطاى « 4 » را چنان نوشتهاند كه از باره تا باره ده فرسنگ است و در ميان آن درياچهايست كه دور آن شش فرسنگ . « 5 » و از قرار تحرير او ماچين شهريست متصل به چين و حمد اللّه مستوفى صاحب نزهت القلوب كه به موجب شمار ابوريحان
هامش
( 1 ) - مخفف مهاچين بمعنى چين بزرگ . ر ك به تعليقات شماره 45 .
( 2 ) - در متن خطى « لاحورى در بند بناس از اعمال حاد كه » آمده است كه به صورت بالا تصحيح گرديد . رشيد الدين مينويسد : « در بند نياس جزء توابع جاوه در سر راه معبر به چين بين سومطره( Sumatra )و صنف( Champa )واقع است . « براى لامرى ر ك به تعليقات شماره 47 .
( 3 ) - كذا فى الاصل .
( 4 ) - منظور شهر پكن است . ر ك به تعليقات شماره 100 .
( 5 ) - در اينجا عبارت « از ماچين » كه به نظر اضافى ميرسيد حذف گرديد .